فورد

فورد، (به انگلیسی: Ford) شرکت خودروسازی آمریکایی و چندملیتی مستقر در دیربورن، میشیگان از حومه شهر دیترویت می‌باشد.

این کمپانی در تاریخ ۱۶ ژوئن ۱۹۰۳ میلادی توسط هنری فورد تأسیس شد و امروزه علاوه بر خودروهای سواری و باری فورد، خودروهای لوکسی با مارک لینکلن هم تولید می‌کند. این شرکت از سال ۱۹۳۸ خودروهای لوکس ارزان قیمت‌تری با مارک مرکوری تولید می‌کرد، اما از سال ۲۰۱۱ تولید خودرو با این مارک را متوقف نمود.





فورد سهام اندکی از شرکت ژاپنی مزدا و کمپانی بریتانیایی استون مارتین را نیز در اختیار دارد. شرکت فورد در سال ۱۹۸۹ شرکت خودروسازی جگوار و در سال ۲۰۰۰ شرکت لندرور را خریداری نمود، اما در ماه مارس سال ۲۰۰۸ هر دو را به شرکت هندی تاتا موتورز فروخت. فورد بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۰ مالک شرکت سوئدی ولوو نیز بود.

شرکت خودروسازی فورد، هم‌اکنون دومین تولیدکننده خودرو در ایالات متحده آمریکا بوده و از پایان سال مالی ۲۰۱۱ به‌عنوان پنجمین خودروساز بزرگ جهان محسوب می‌شود. این شرکت در سال ۲۰۱۰ در فهرست فرچون ۵۰۰ در جایگاه هشتمین شرکت بزرگ در ایالات متحده شناخته شد. در حال حاضر شمار کارکنان شرکت فورد بیش از ۲۱۳ هزار نفر اعلام شده، که در ۹۰ کارخانه این شرکت در سراسر جهان، فعالیت می‌کنند. خانواده فورد هم‌اکنون با در اختیار داشتن ۲٪ درصد از سهام شرکت فورد، مالک اصلی آن محسوب می‌شود.





تاریخچه

اولین خودروی جهان در شرکت فورد تولید شد. گرچه این شرکت در سال ۱۹۰۳ تأسیس شد، اما هفت سال پیش از آن، هنری فورد، بنیانگذار شرکت، به عنوان یک مهندس جوان و خلاق، اولین وسیله نقلیه چهار چرخ را ابداع کرده و ساخته بود. این وسیله که «چهارچرخ» (QUADRICYCLE) نامیده می‌شد، مانند یک قایق، با فرمانی رانده می‌شد و بدون اینکه امکان برگشت به عقب داشته باشد، با دو سرعت متفاوت حرکت می‌کرد.

فورد جوان پنج سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۸۹۱ به عنوان یک مهندس در شرکت ادیسون در دیترویت کار می‌کرد. دو سال بعد که به جایگاه سرمهندسی ارتقا یافت، آنقدر پول کافی به دست آورده بود، تا به تکمیل تجارب شخصی خود در زمینه موتورهای احتراق داخلی بپردازد.

سال ۱۹۰۳ زمانی که هنری فورد با سرمایه ۲۸٫۰۰۰ دلار به همراه ۱۱ سرمایه‌گذار توافق‌نامه همکاری با ایالت میشیگان را گرفت، شرکت فورد تأسیس شد. کمتر از یک ماه بعد، اولین خودروی شرکت در دیترویت به یک دکتر فروخته شد.

مدل‌های تولیدی خودرو شرکت در ابتدا نام حروف الفبا انگلیسی را داشت و تا ۱۹ حرف تولید شد. پس از تولید خودروی فورد مدل ای، در سال ۱۹۰۸ معروفترین و ماندگارترین مدل خودروی شرکت، یعنی مدل فورد مدل تی به بازار آمد.

این خودرو سیاه رنگ، ساده و از نظر قیمت، مناسب بود. یک سال بعد که بیش از ۱۰۰ هزار دستگاه از این مدل تولید شد، قیمت خودرو از ۸۲۵ به ۳۶۰ دلار کاهش یافت. بهبود چشم‌گیر در کارایی تولید، به‌ویژه نصب و به‌کارگیری اولین نوار نقاله خط مونتاژ، در سال ۱۹۱۳ در شرکت دلیل اصلی این امر بود.

در سال ۱۹۱۴، تعداد کارکنان شرکت ۱۳٫۰۰۰ نفر بود، که ۳۰۰ هزار خودرو تولید می‌شد. در آن زمان بقیه ۲۹۹ خودروساز، با ۶۶٫۳۵۰ پرسنل، تنها ۲۸۰٫۰۰۰ خودرو تولید می‌کردند.

در سال ۱۹۱۸ نیمی از خودروهای ایالات متحده آمریکا، فورد مدل تی بود. سال ۱۹۲۲ شرکت بیش از یک میلیون خودرو از فورد مدل تی تولید کرد، که ۵۶ درصد تولید خودرو جهان بود. این مقدار در سال‌های بعد، به سالانه دو میلیون خودرو رسید. در سال ۱۹۲۰، فورد در هر دقیقه، یک خودرو تولید می‌کرد. در فاصله ۲۰ سال از تولید مدل تی، بیش از ۱۵ میلیون دستگاه از آن به فروش رفت.

در سال ۱۹۱۹ فورد و پسرش ادسل، که قصد توسعه شرکت را داشتند و با مقاومت سهام‌داران روبرو شده بودند، تمام سهام شرکت را خریدند. درهمین سال، هنری فورد، رهبری شرکت را به دست پسرش سپرد. یک سال بعد، شرکت برای حمل مواد و قطعات به کارخانه و آمادگی برای تولید انبوه، از راه‌آهن استفاده کرد. شرکت در سال ۱۹۲۵، شرکت موتور لینکلن را خرید و در دهه ۱۹۳۰ نیز بخش مرکوری برای خودروهای با قیمت متوسط، تأسیس شد.

ادسل فورد، برخلاف پدرش که به مکانیک علاقه و تاکید داشت، دوستدار طراحی بود. او اول بار در سال ۱۹۳۳ واحد طراحی را در شرکت فورد، دایر کرد، که حاصل کار آن، طراحی‌های نوین خودرو بود. در سال ۱۹۴۳، ادسل که از ۱۹۱۷ نایب رییس و از ۱۹۱۹ رییس هیئت مدیره شرکت فورد بود، درگذشت. هنری فورد مجدداً به صحنه اجرایی شرکت برگشت و رهبری را به دست گرفت. پس از انتظام کارها، رهبری شرکت به پسر ادسل و نوه هنری یعنی؛ هنری فورد دوم رسید. او تا سال ۱۹۷۹ قدرتمندانه در سمت مدیرعاملی شرکت، فعال بود و هشت سال بعد، درحالی‌که به‌عنوان رییس هیئت مدیره کمپانی فورد، عمل می‌کرد، درگذشت.

در این مدت اولین شرکت لیزینگ خودرو توسط فورد تأسیس شد. در سال ۱۹۸۸ فروش شرکت به ۳٬۵ میلیارد دلار رسید، که تا آن زمان بالاترین سطح در شرکت‌های خودروسازی محسوب می‌شد.

پس از مرگ هنری فورد دوم، پسر برادرش بیل فورد رهبری شرکت را در دست گرفت و باتوجه به تغییرات فضای صنعت خودروسازی، شرکت را در مسیر جدید هدایت کرد. در سال ۱۹۹۸ فورد اولین شرکت خودروسازی بود که استاندارد زیست محیطی ایزو ۱۴۰۰۱ را دریافت کرد. در سال ۲۰۰۱ حداقل ۹۰٪ درصد از تأمین کنندگان فورد، طرح اجرای این استاندارد را در برنامه داشتند و اکنون تمامی تأمین‌کنندگان به دریافت این گواهینامه نائل آمده‌اند.

ابداع خط تولید برای تولید انبوه، کاری که هنری فورد انجام داد، استفاده از نوار نقاله برای خط تولید و دستیابی به تولید انبوه خودرو از این طریق بود. درحقیقت به‌کارگیری همین خط تولید انبوه توسط فورد بود، که کاربرد عملی مدیریت علمی تیلور را، که به محور تخصص‌گرایی و تقسیم کار استوار شده بود، به نقطه اوج رساند.

گفته می‌شود که هنری فورد ایده خط تولید را، از مشاهداتی در کشتارگاه شیکاگو یاد گرفته بود. نکته دیگری که در کار فورد وجود داشت و محور تفکر او محسوب می‌شد، به‌وجود آوردن استاندارد واحد در تولید قطعات خودرو از طریق تأمین کنندگان مختلف بود.

این همان چیزی است، که امروزه نیز خودروسازان به آن تکیه و تأکید می‌کنند. فورد در بدو تأسیس تنها چهار تامین کننده داشت. با ورود خودروی مدل تی و تولید انبوه آن، تعداد تأمین کنندگان به سرعت افزایش یافت و در دهه ۱۹۵۰ به ۶۰۰۰ رسید.

در آن زمان اصطلاح ۶۰۰۰ شریک برای نامیدن این تأمین‌کنندگان از سوی شرکت فورد به کار برده می‌شد. گرچه روش تولید انبوه فورد با افزایش بهره‌وری منجر به دستیابی شرکت به سودهای کلان شد، اما مهارت‌ها و شایستگی‌های فردی، از میان رفت و به جای آن تولید بر پایه تقسیم‌بندی‌های دقیق و جزیی کار با حد و مرز کاملاً مشخص مطرح گردید.

او معتقد بود که افراد باید همان کاری را انجام دهند که برای آن استخدام شده‌اند. کارگران باید بدون تفکر مشغول به یک کار ویژه تکراری شوند. بدین جهت از فورد به عنوان کسی یاد می‌شود، که محیط کار را انسانیت‌زدایی (به انگلیسی: DE-HUMANIZE) کرد. البته آنچه هنری فورد با ماشین‌آلات انجام می‌داد، نوه‌اش هنری فورد دوم با نیروی کار عمل می‌کرد و بدین ترتیب، به مرور زمان از خشکی و بی‌رحمی آن روش کاسته می‌شد.




برندها
شرکت خودروسازی فورد هشت برند اصلی در محصولات خود دارد، که عبارتند از: فورد، لینکلن، مرکوری، جگوار، استون مارتین، مزدا، ولو، لندرور.لیست متنوع خودروهایی که شرکت فورد در بیش از صد سال تولید کرده، حجم یک کتاب را اشغال می‌کند. اولین مدل شرکت فورد، خودروی فورد مدل ای و اولین مدلی که به تولید انبوه رسید فورد مدل تی بود، که ابتدا تنها با رنگ مشکی تولید می‌شد و سپس در رنگ‌های دیگر نیز عرضه گردید. مدل تی فورد رکورد بیشترین تولید یک مدل خودرو در جهان را دارد و از مدل فولکس‌واگن بیتل نیز پیشی گرفته است.




چشم‌انداز

چشم‌انداز شرکت فورد در وب‌گاه رسمی شرکت خودروسازی فورد، چنین عنوان شده‌است: خلق محصولات عالی که به مشتری، سهام‌داران و جامعه فایده برساند.




تحقیق و توسعه

شرکت فورد از دهه ۱۹۶۰ برای توسعه خودروهایی که نسبت به موتورهای سنتی، آلودگی کمتری ایجاد می‌کنند، سرمایه‌گذاری و تحقیق کرده است. اکنون فورد یکی از پیشگامان تولیدکننده خودروهایی است که با انتشار کمترین آلودگی، استانداردهای مختلف زیست محیطی را پاسخ می‌دهند.

خودروهای هیبریدی شرکت با موتور برقی چهار سیلندر در همین حوزه عرضه شده است. شرکت فورد، در زمینه عرضه خودروهایی که از هیدروژن به عنوان نیروی محرکه استفاده می‌کنند و آب تنها خروجی آنهاست نیز کار کرده است. در این موارد از پیل‌های سوختی استفاده می‌شود.

نخستین خودرو شرکت با سوخت هیدروژنی در سال ۲۰۰۲ عرضه گردید. شرکت در زمینه فناوری بیودیزل و دیزل‌های تمیز نیز در حال تحقیق است.

به‌کارگیری اتانول به عنوان یک سوخت تمیز نیز در دستور کار قرار دارد. اتانول سوخت تجدیدشونده‌ای است، که از ذرت یا سایر دانه‌های روغنی گرفته می‌شود و به میزان ۸۵ درصد با گازوئیل مخلوط می‌شود. از ۱۹۹۶ تاکنون، بیش از ۶/۱ میلیون دستگاه خودرو که با سوخت اتانول کار می‌کند توسط شرکت فورد فروخته شده است.
کارکنان
تعداد کارکنان شرکت در سال ۲۰۰۶، معادل ۲۸۳٫۰۰۰ نفر بوده است، که در ۱۰۸ کارخانه فورد، در سراسر جهان به کار مشغول هستند. از این تعداد ۱۲۸ هزار نفر در آمریکای شمالی کار می‌کنند و به ترتیب در آمریکای جنوبی، اروپا و آسیا، ۱۳، ۶۶ و ۱۸ هزار نفر فعال هستند.





فروش

شرکت فورد با فروش ۱۷۷ میلیارد دلاری در سال ۲۰۰۶، از لحاظ درآمد به عنوان چهارمین خودروساز جهانی بعد از جنرال موتورز، دایملر آ گ و تویوتا قرار گرفت. بدین ترتیب رتبه نهم برترین شرکت‌های جهان، به فورد اختصاص یافت. میزان تولید خودرو در این سال در شرکت۵۹۷٫۶۰۰٫۰۰۰ دستگاه بوده است که نیمی از آن در آمریکای شمالی تولید شده است.

در سال ۲۰۱۲ میزان درآمد فورد به ۱۳۴ میلیارد دلار کاهش یافت، که در این سال، سود خالصی معادل ۵٫۶۶ میلیارد دلار را عاید این کمپانی نمود. شرکت فورد از سال ۲۰۱۰ به بعد، در فهرست بزرگترین خودروسازهای جهان یک پله سقوط کرد و پس از جنرال موتورز، تویوتا، گروه فولکس‌واگن و دایملر آ گ در جایگاه پنجم قرار گرفت.





بنیان‌گذار

هنری فورد (۱۹۴۷ – ۱۸۶۳) در سال ۱۹۰۳ شرکت فورد را تأسیس کرد. هنگامی که در سال ۱۸۹۹ او شغل خود را در شرکت ادیسون ترک کرد و تمام سرمایه‌اش را در کسب تجربه تولید خودرو گذاشت، همگان او را نادان خواندند. البته او یک انسان خود ساخته بود. از روزی که در مزرعه رشد کرد و برای گذران زندگی به تعمیر ساعت پرداخت، همواره مستقل بود.

هنری فورد شیوه استفاده از خط تولید و رسیدن به تولید انبوه را به دنیا ارائه داد. او به طراحی و ساخت قطعات هم‌سان و هم‌شکل در خودرو همت گماشت و اولین استانداردها را در این زمینه تدوین و عرضه کرد. او پیش از آنکه در ساخت و ساز صنعتی نابغه باشد، در بازاریابی نابغه بود.

فورد به خوبی دریافته بود، که بازار خاصی برای خودرو بین طبقه متوسط جامعه وجود دارد. فورد انسان سخت‌کوش و متفکری بود. او بر این باور بود که همه چیز در کسب و کار موفق با تفکر شروع می‌شود و با تفکر توسعه و تحول می‌یابد. بهبود ناشی از تفکر، باعث افزایش موفقیت است. او تاکید داشت که وقتی این راه را شروع کردم، یک ایده داشتم و دائماً راجع به آن فکر می‌کردم. اگر فکر کنید و کار را با تفکر همراه سازید موفقیت شما حتمی است. هنری فورد عامل بزرگ موفقیت را در یافتن نیازهای اجتماع و فهم طبیعت آدمی می‌دانست.




مدیریت ارشد
مدیرعامل

از سپتامبر ۲۰۰۶، آلن مولالی به سمت مدیرعامل شرکت فورد برگزیده شده است. او نایب رییس شرکت بوئینگ و مدیرعامل هواپیماهای تجاری بوئینگ بود، که از ۱۹۶۹ در آن شرکت فعالیت می‌کرد. شاید به کارگرفتن او در این سمت به دلیل تجارب ارزشمندش در ارتقای شرکت بوئینگ و استفاده از آن برای حل بحران‌های پیش روی شرکت فورد، در فضای کاملاً رقابتی است.

بدین جهت است که شرکت فورد، در هیئت مدیره خود از یورما اولیلا مدیرعامل قبلی شرکت نوکیا و رییس هیئت مدیره رویال داچ شل نیز استفاده کرده است.




رییس هیئت مدیره

ویلیام کلی فورد، جونیور. مدیرعامل قبلی شرکت نیز در سمت رییس هیئت مدیره فورد عمل می‌کند. او از خانواده فورد و افراد تاثیرگذار در شرکت محسوب می‌شود. ویلیام فورد می‌گوید: شرکت ما بر ارزش‌ها بنا نهاده شده است. ارزش‌ها به ما کمک کرده است تا بدین جایگاه برسیم و به ما کمک خواهد کرد تا آینده پایداری به دست آوریم. ما اصول کسب و کار ۱۰۰ سال بعد خود را تنظیم کرده‌ایم. این اصول، استانداردهایی را پی می‌ریزد که به نظر من برای بقای هر شرکتی در قرن بیست و یکم الزامی است. آنها مشخص می‌کنند که ما چگونه ارزش دراز مدت برای سهام‌داران خود می‌آفرینیم.




بازسازی ساختار

پس از افت شدید فروش خودرو و متحمل شدن زیان سنگین ۱٫۶ میلیارد دلاری در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶، مدیران فورد شرکت تصمیم به تغییر ساختار تولید و منابع انسانی شرکت گرفتند. در این راستا شرکت فورد اعلام کرد که ۱۴ کارخانه را تعطیل و ۳۰٬۰۰۰ کارمند خود را اخراج خواهد نمود.

در این راستا، ولوو و جگوار را فروخته، و تولید خودرو با مارک مرکوری را متوقف کرد.




خانواده فورد

خانواده برجسته آمریکایی است، که از نوادگان هنری فورد می‌باشند. از سال ۱۹۰۳ که کمپانی فورد تاسیس شد، تا ۱۹۴۷ که هنری فورد درگذشت، تنها مالک شرکت، شخص فورد بود. فورد پس از مرگ، همهٔ ثروتش را به بنیاد فورد بخشید، ولی ترتیبی داد که خانواده‌اش برای همیشه کنترل آن را در دست داشته باشند.

خانواده فورد هم‌اکنون مالکیت ۲٪ درصد از سهام شرکت فورد را در اختیار دارند. بر پایه ارزش بازار سرمایه این شرکت، که در سال ۲۰۱۳ معادل ۴۸ میلیارد دلار اعلام شد، ارزش اسمی دارایی خانواده فورد، در شرکت، برابر ۱٫۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

از اعضای شناخته شده خانواده فورد، می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:

هنری فورد: موسس شرکت‌های فورد و هنری فورد کمپانی.
ادسل فورد: بنیانگذار شرکت ادسل (پسر هنری فورد).
هنری فورد دوم: فرزند ادسل فورد، مدیر عامل اجرایی شرکت فورد در فاصله سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۰ و رییس هیئت مدیره فورد از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۹.


ویلیام کلی فورد، جونیور.: رییس هیئت مدیره فعلی شرکت فورد و از نوادگان هنری فورد.





مازلر آتوموتیو

مازلر آتوموتیو (Mosler Automotive) نام یک شرکت سازنده خودروی سوپر اسپورت امریکایی-انگلیسی بود.

از معروفترین تولیدات این شرکت می‌توان مازلر ام‌تی۹۰۰ را نام برد.

این شرکت که در فلوریدا در امریکا قرار داشت در سال ۲۰۱۳ به تولیدات خود پایان داد.

از خریداران این اتومبیل می‌توان جرج لوکاس را نام برد.




مدل‌های تولیدی

Consulier GTP
Intruder
Raptor
J-10 Sport
TwinStar
مازلر ام‌تی۹۰۰
Mosler GT300
Mosler GT600





وکتور موتورز

وکتور موتورز (به انگلیسی: Vector Motors) نام یک شرکت سازنده خودروی سوپر اسپورت امریکایی است.

مرکز این شرکت (تاسیس ۱۹۷۱) در لس آنجلس در کالیفرنیا قرار دارد.




پروتون (خودرو)
پروتون به معنی صنایع خودروسازی ملی مالزی (به مالایی PeRusahaan OTOmobil Nasional) می‌باشد این شرکت در سال ۱۹۸۳ به دستور دکتر مهاتیر محمد نخست وزیر اسبق مالزی تاسیس شد. سهام این شرکت در بازار بورس مالزی می‌باشد. پروتون در سال ۱۹۹۶ شرکت لوتوس را از جنرال موتورز خریداری نمود. در سال ۲۰۰۴ پروتون فولکس واگن را به عنوان شریک تجاری خود اعلام نمود ولی این مذاکرات در سال ۲۰۰۶ با شکست مواجه شد فولکس واگن علت این مسأله را شرایط اعلام شده از سوی طرف مالزیایی اعلام کرد.




مازراتی

مازراتی، (به ایتالیایی: Maserati) شرکت خودروسازی ایتالیایی و تولیدکننده خودروهای لوکس است، که در تاریخ ۱ دسامبر ۱۹۱۴ توسط برادران مازراتی، در شهر بولونیا، راه‌اندازی شد.

شرکت مازراتی از ۱۹۹۳ تاکنون، متعلق به کمپانی فیات می‌باشد و در حال حاضر دفتر مرکزی و کارخانه تولیدی اصلی آن، در شهر مودنا، ناحیه امیلیا-رومانیا، ایتالیا قرار دارد.

در ساختار سازمانی گروه فیات، مازراتی همواره به‌عنوان زیرمجموعه شرکت فراری محسوب می‌شد، ولی اخیرأ به‌همراه آلفا رومئو، بخش اصلی خودروهای اسپورت فیات را، تولید می‌نماید.




تاریخچه
برادران مازراتی

کمپانی خودروسازی مازراتی در ماه دسامبر سال ۱۹۱۴ فعالیت خود را آغاز نمود. این شرکت توسط برادران مازراتی؛ به نام‌های آلفیری، بیندو، کارلو، اتوره و ارنستو تاسیس شد. آنها در سال‌های نخست قرن بیستم فعالیتشان را در شرکت اتومبیل‌سازی دیاتو آغاز نمودند و خودروهای مسابقه‌ای ۲لیتری طراحی شده توسط آلفیری، بیندو و ارنستو برای دیاتو، قهرمانی مسابقات اتومبیل‌رانی گرند پریکس را به ارمغان آورد.

در ۱۹۲۶ کمپانی دیاتو تولید خودروهای مسابقه‌ای خود را متوقف کرد و برادران مازراتی از این شرکت جدا شدند و بر روی شرکت تازه تاسیس خود؛ مازراتی، تمرکز نمودند، که فعالیت آنها به ساخت خودروهای ۴، ۶، ۸ و ۱۶ سیلندر مسابقه‌ای و شرکت در مسابقات اتومبیل‌رانی محدود می‌شد.

یکی از نخستین اتومبیل‌های ساخته شده توسط برادران مازراتی، که آلفیری رانندگی آن را برعهده داشت، در ۱۹۲۶ مقام اول را در مسابقات تارگا فلوریو کسب نمود. سال ۱۹۳۲ برادر بزرگتر، یعنی آلفیری مازراتی درگذشت و کارلو نیز از شرکت جدا شد، ولی ۳ برادر دیگر، برای ۵ سال، هدایت شرکت را ادامه دادند.




مالکیت آدولفو اورسی

در سال ۱۹۳۷ سه برادر مازراتی، سهام خود را به شرکت آدولفو اورسی واگذار کردند، اما به‌عنوان مهندس، در تولید خودرو در این شرکت، به کار خود ادامه دادند.

در این زمان نیز شرکت مازراتی همچنان به تولید خودروهای مسابقه‌ای می‌پرداخت، که در مسابقات رالی نیز موفقیت‌های زیادی به دست‌آورد.

مازراتی حتی در برابر غول‌های خودروسازی آلمانی مانند مرسدس بنز و آتو یونیون در سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ هم موفقیت‌های فراوانی را کسب کرد. یکی از خودروهای موفق مازراتی در مسابقات رالی، خودروی مازراتی سی‌تی‌اف۸ بود، که موفق به کسب عنوان قهرمانی در مسابقات گرند پریکس شد.

با شروع جنگ جهانی دوم، مازراتی هم مانند دیگر خودروسازان، به تولیدات جنگی پرداخت و خودروی نظامی وی۱۶ را برای رهبر وقت ایتالیا؛ بنیتو موسولینی تولید کرد. وی۱۶ اندکی پیش از آن که فردیناند پورشه شروع به تولید اتومبیل فولکس‌واگن برای آدولف هیتلر نماید، تولید گردید. با پایان جنگ، شرکت تولیدات عادی خود را از سرگرفت و خودروهای سری مازراتی ای۶ را به بازار عرضه کرد.

در ادامه، شرکت مازراتی با جذب متخصصان، بیشتر تمرکز خود را روی ماشین‌های مسابقه‌ای قرار داد. در این دوران علاوه بر خودروهای مسابقه، اتومبیل‌های ۴سی‌ال‌تی، ۸سی‌ال‌تی و معروف‌ترین خودروی آن دوره خود یعنی ای۶جی‌سی‌اس را هم تولید و عرضه کرد. سال ۱۹۵۷ تیم مازراتی با خودروی مازراتی ۲۵۰اف توانست موفقیت چشمگیری را به دست‌آورد.

از دیگر خودروهای مازراتی در این زمان می‌توان به مدل‌های مازراتی ۲۰۰اس، مازراتی ۳۰۰اس، مازراتی ۳۵۰اس، مازراتی ۴۵۰اس و مازراتی تیپو ۶۱ تا سال ۱۹۶۱ اشاره کرد.

مازراتی پس از سال ۱۹۵۷ از تولید خودروهای مسابقه‌ای کاست و تمرکز خود را روی خودروهای کلاس‌های دیگر معطوف کرد و اولین خودروی ۶ سیلندر خود، بنام مازراتی ۳۵۰۰ را تولید نمود، که از بدنه‌ای تمام آلومینیمی ساخته‌شده بود. در سال بعد نمونه ۸ سیلندر با همان طراحی قبلی ساخته شد، که تحت نام مازراتی ۵۰۰۰ جی‌تی به بازار عرضه گردید.

خودروی بعدی این شرکت مازراتی سبرینگ نام داشت و در سال ۱۹۶۲ رونمایی شد. یک سال بعد در ۱۹۶۳ خودروی کوپه مازراتی میسترال وارد بازار شد، که در ۱۹۶۴ طرح اسپایدر آن نیز ساخته شد، که هر دو مدل توسط پیترو فروا طراحی شده‌بود.

فروا در سال ۱۹۶۳ نخستین خودروی ۴ در مازراتی را نیز طراحی نمود که با نام مازراتی کواتروپورو روانه بازار شد. در ۱۹۶۷ مدل دو صندلی مازراتی گیبلی طراحی گردید.





مالکیت سیتروئن

سال ۱۹۶۸ مازاراتی توسط شرکت فرانسوی سیتروئن خریداری شد و نخستین خودروی آن، تحت مدیریت سیتروئن، در سال ۱۹۶۹ ارائه شد، که مازراتی ایندی نام داشت. در ادامه، سال ۱۹۷۱ خودروی مازراتی بورا به تولید انبوه رسید.

بلافاصله مدل‌های مازراتی تحت مدیریت سیتروئن، یکی پس از دیگری طراحی و تولید گردید، که شامل: مازراتی مراک، مازراتی کمسین و مازراتی کواتروپورو ۲ بود.

با شروع بحران نفتی سال ۱۹۷۳ و در پی گران شدن قیمت بنزین و افت بازار جهانی خودرو، ترمز توسعه شرکت مازراتی و سیتروئن کشیده‌شد و تا بدان‌جا پیش رفت، که سیتروئن تا آستانه ورشکستگی در ۱۹۷۴ قرار گرفت.

در ۲۳ می ۱۹۷۵ پس از ادغام دو شرکت پژو و سیتروئن و تاسیس کمپانی جدید پژو سیتروئن، مدیریت جدید تصمیم به واگذاری شرکت مازراتی گرفت.




مالکیت دتوماسو

سال ۱۹۷۵ شرکت بنلی، که خود از شرکت‌های زیرمجموعه دتوماسو محسوب می‌شد و هر دو متعلق به راننده بازنشسته آرژانتینی؛ آلساندرو دتوماسو بود، شرکت مازراتی را از سیتروئن خریداری کرد.

در ۱۹۷۶ نخستین مدل تحت مدیریت دتوماسو تولید شد، که مازراتی کیالامی نام داشت. سپس در ۱۹۷۹ سری سوم از مدل کواتروپورو؛ بنام مازراتی کواتروپورو ۳ عرضه گردید.

در اوایل دهه ۱۹۸۰ در خودروهای مازراتی تغییراتی ایجاد شد، که شامل تغییر در طراحی موتور و همچنین کاهش قیمت خودروها بود. مدل‌های مازراتی بای‌توربو و مازراتی کاریف از آن دسته بودند.

آخرین خودرویی که بر پایه مدل بای‌توربو ساخته شد؛ مازراتی مسابقه نام داشت. دو خودروی کوپه طرح جدید مازراتی که به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۲ عرضه شدند؛ مازراتی شامال و مازراتی گیبلی ۲ بودند.




مشارکت با کرایسلر

در اوایل دهه ۱۹۹۰ بخشی از سهام مازراتی توسط شرکت کرایسلر خریداری شد و در پی آن، دو مدل خودرو با مشارکت مازراتی و کرایسلر نیز تولید گردید، که شامل کرایسلر تی‌سی بر اساس مازراتی و مازراتی بارچتا بودند، ولی بعلت مصادف شدن با ورشکستگی کرایسلر، هیچگاه به تولید انبوه نرسیدند.




مالکیت فیات

سال ۱۹۹۳ شرکت فیات با سرمایه‌گذاری در مازراتی هدایت آن را به دست گرفت.

در سال ۱۹۹۸ با طراحی و تولید مازراتی ۳۲۰۰ جی‌تی تحت مدیریت فیات، فصل جدیدی از تاریخچه مازراتی آغاز شد، که بلافاصله به عرضه مدل‌هایی چون مازراتی کوپه و مازراتی اسپایدر انجامید، که مدل کوپه به‌عنوان بهترین خودروی جهان در سال ۲۰۰۲ تبدیل شد. سپس مدل مازراتی گران‌توریزمو به بازار عرضه شد.




مالکیت فراری

سال ۱۹۹۷ مازراتی به فیات اتومبیلز واگذار شد و این شرکت نیز ۵۰٪ درصد از سهام مازراتی را به شرکت فراری فروخت، هر چند که بخشی از سهام فراری نیز در اختیار فیات اتومبیلز بود و در مجموع همه این شرکت‌ها زیر چتر شرکت فیات قرار دارند.

از آن پس شرکت مازراتی دست به تولیدات محبوب‌تر و موفق‌تری زد و در حال حاضر به عنوان یکی از شرکت‌های تحت کنترل فیات به تولید خودرو مشغول است.




فولکس‌واگن

فولکس‌واگن، (به آلمانی: Volkswagen) شرکت خودروسازی آلمانی است، که مهم‌ترین برند متعلق به گروه فولکس‌واگن می‌باشد. این گروه هم‌اکنون بزرگترین خودروساز اروپا بوده، که به‌عنوان سومین شرکت بزرگ خودروسازی جهان نیز محسوب می‌شود.

این کارخانه در سال ۱۹۳۰ به درخواست رهبر وقت آلمان نازی؛ آدولف هیتلر بنا شده‌است. او از فردیناند پورشه تقاضا کرد، خودرویی بسازد که عموم مردم آلمان، توانایی خرید آن را داشته باشند. بنابراین شرکت تاسیس شده، فولکس‌واگن نامیده شد، که در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم می‌باشد.

امروزه از ۱۰ خودروی پرفروش تمامی ادوار صنعت خودروسازی جهان، سه خودرو، به شرکت فولکس‌واگن تعلق دارد، که عبارتند از: فولکس‌واگن پاسات، فولکس‌واگن گلف و فولکس قورباغه‌ای. این شرکت همچنین در میان تمامی خودروسازهای جهان، بیشترین میزان سرمایه‌گذاری را، در بخش تحقیق و توسعه هزینه می‌نماید.





تاریخچه

۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵

شرکت فولکس‌واگن در سال ۱۹۳۷ توسط جبهه کارگری آلمانی حزب نازی تاسیس شد. در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی خودروهای موجود در کشور آلمان اکثراً خودروهای لوکس و گران قیمت بودند و یک فرد متوسط در جامعه آلمان به زحمت می‌توانست برای خود خودرو خریداری کند.

این فضای خالی در بازار خودرو آن زمان آلمان باعث شد، که بسیاری از خودروسازان، به صورت مستقل پروژه "خودروی مردم" را استارت بزنند، از آن جمله می‌توان مرسدس ۱۷۰اچ را نام برد. در سال ۱۹۳۳ در حالی که تمام پروژه‌های مستقل در حال پیگیری بودند و بعضاً به نتایج خوبی نیز رسیده بودند. آدولف هیتلر رسماً از تاسیس پروژه "خودروی مردم" حمایت شونده توسط حزب مرکزی پرده برداشت. هدف این پروژه تولید خودرویی بود، که توانایی حمل دو فرد بزرگسال و سه کودک را داشته باشد و اکثر مردم توانایی خرید آن را نیز داشته باشند. در حقیقت هیتلر اعلام کرد که قیمت خودروی مردم ۹۹۰ رایش مارک (معادل ۳۹۶ دلار آمریکا در دهه ۱۹۳۰) خواهد بود، که در آن زمان قیمت یک موتورسیکلت بود و اکثر مردم توانایی خرید آن را داشتند.

در سال ۱۹۳۶ نمونه‌های اولیه خودرو که از یک موتور چهار سیلندر خطی خنک شونده با هوا، که در عقب ماشین بود بهره می‌گرفت، آماده شده بود. در سال ۱۹۳۷ خودرو مذکور تحت برند فولکس واگن با کد کمپانی کی‌دی‌اف تولید شد، که بعدها با نام فولکس قورباغه‌ای (فولکس‌واگن بیتل) شناخته شد.




۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸

کمپانی فولکس واگن بقای خود را بعد از جنگ جهانی اول به یک ژنرال ارتش بریتانیا با نام ایوان هیرست، مدیون است. بعد از جنگ که کارخانه فولکس واگن آسیب‌های جدی دیده بود، توسط سربازان آمریکایی اشغال گردید و سپس به هیرست تحویل داده شد. در ابتدا، تصمیم بر آن بود که با توجه به آسیب‌های جدی که به کارخانه وارد شده بود، آن را انبار وسایل جنگی کنند. اما هیرست مخالف این کار بود و پس از رایزنی‌های بسیار با مقامات، توانست آنها را متقاعد کند، که بازسازی کارخانه می‌تواند مفید باشد و در اولین مرحله توانست ۲۰٫۰۰۰ سفارش از ارتش بریتانیا برای ساختن خودرو بگیرد.





۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱

این کمپانی در ماه ژانویه سال ۱۹۴۸ به آلمان پس داده شد و هنریش نوردهوف بعنوان رئیس آن انتخاب شد. او که پسر یک بانکدار بود، در گذشته برای کمپانی‌های اوپل و ب ام و کار می‌کرد و در زمینه اتومبیل‌های آمریکایی و روش تولید انبوه آنها نیز اطلاعات خوبی داشت و کاملاً با علم صادرات اتومبیل آشنا بود. در نتیجه در سال ۱۹۴۸ ربع تولیدات این کمپانی را به خارج آلمان صادر کرد. او همچنین با صادر کردن دو مدل به کشور آمریکا چندین میلیون دلار سود برای کمپانی به دست آورد.

فردیناند پورشه در آن زمان به‌عنوان مهندس مشاور کمپانی فعالیت داشت و توسط شهرتی که در این شرکت کسب کرد، توانست بعدها کارخانه بزرگ تولید کننده اتومبیل‌های اسپورت خود بنام پورشه را تاسیس کند.

در دهه بعد این کمپانی به تقویت بازارهای خود در ایالات متحده آمریکا پرداخت و توانست نیمی از محصولات خود را، به ایالات متحده صادر نماید. این شرکت در سال ۱۹۷۹ تعدادی معادل ۳۳۰ دستگاه خودرو تولید کرد.

این کارخانه فروش خود در کشورهای خارجی را، از دهه ۱۹۵۰ آغاز کرد که از این کشورها می‌توان به استرالیا، فرانسه و ایالات متحده آمریکا اشاره نمود.

در سال ۱۹۵۴ با تولید موتوری به حجم ۱۱۹۲ سی‌سی اتومبیل بیتل را هم از لحاظ تجاری و هم از نظر مکانیکی، بهبود بخشید. از مدل‌های دیگر می‌توان به مدل فولکس‌واگن کارمان اشاره کرد که اتومبیلی کوپه و اسپورت بود.





۱۹۶۱ تا ۱۹۷۳

در سال ۱۹۶۱ تعداد ۱٫۵۰۰ دستگاه از مدل بیتل با حجم موتور ۱۴۹۳ سی‌سی تولید شد. در ماه دسامبر سال ۱۹۶۱ تولیدات این کمپانی به پنج میلیون رسید و پس از آن دیگر تولیدات این کمپانی به کمتر از یک میلیون دستگاه خودرو سقوط پیدا نکرد.

در طی دهه ۱۹۶۰ مدل‌های دیگر مانند فولکس‌واگن تی‌آی و نیز مدل فولکس‌واگن سالن ۴۱۱ به بازار عرضه شدند. از سال ۱۹۶۵ مدل‌هایی از تولیدات کمپانی آئودی نیز ارائه می‌گردید.

هنریش نوردهوف در ماه آوریل سال ۱۹۶۹ پس از بازنشستگی، در گذشت و با تغییر مدیریت، این کمپانی دچار مشکلات شدید شد، که البته به مرور و با گذشت زمان، موفق به حل آنها گردید.

در سال ۱۹۷۱ مدل فولکس‌واگن کی۷۰ ساخته شد و در سال ۱۹۷۲ این اتومبیل بهبود یافته و به مدل قویتر کی۷۰ال تبدیل گشت. تا این زمان کمپانی توانسته بود حدود ۱۵ میلیون دستگاه خودرو تولید کند، که پیروزی بزرگی محسوب می‌شد. البته در ماه مه سال ۱۹۸۱ تولید ۲۰ میلیون‌اُمین فولکس‌واگن بیتل در کشور مکزیک اعلام شد.




۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰

نسل بعدی اتومبیل‌های فولکس‌واگن خودروهای دیفرانسیل جلوی فولکس‌واگن پاسات الهام گرفته از مدل آئودی ۸۰ و محصول سال ۱۹۷۳ بودند.

در سال ۱۹۷۴ نیز فولکس‌واگن گلف به بازار عرضه شد. در مدل‌های اولیه این اتومبیل از موتورهایی به حجم ۱۰۹۳سی‌سی استفاده می‌شد و این مدل بسیار سریع بعنوان یکی از مدل‌های هاچ‌بک معروف جهان تولید گشت. بر روی گلف‌های تولید شده در ایالات متحده آمریکا، نام ربیت گذاشته شد.

مدل هاچ‌بک فولکس‌واگن پولو با گیرباکسی ۳ دنده در سال ۱۹۷۵ تولید شد و مدل فولکس‌واگن گتا نیز محصول سال ۱۹۷۹ بود. تولید فولکس‌واگن گلف در ایالات متحده آمریکا در شهر نیو استانتون دنبال می‌شد. فولکس‌واگن گلف جی‌تی‌آی در سال ۱۹۷۶ تولید گردید. همچنین این کمپانی با استفاده از موتورهای دیزلی در اتومبیل‌های فولکس‌واگن گلف و فولکس‌واگن پاسات، توانست قدرت آنها را به ۱۱۰ اسب بخار برساند.

در ماه ژوئن سال ۱۹۷۹ یک اتومبیل گلف تولید شد، که با تولید آن شرکت فولکس‌واگن ساخت ۳۵ میلیون اومین اتومبیل خود را جشن گرفت. سپس کمپانی امتیاز ساخت مدل‌های فولکس‌واگن پاسات و پولو را به شرکت سیات در اسپانیا واگذار نمود. همچنین در سال ۱۹۸۲ قرار دادی با دولت چین امضا کرد، تا مدلی از فولکس‌واگن پاسات به نام فولکس‌واگن سانتانا در کشور چین تولید شود. مدل فولکس‌واگن سانتانا توسط کمپانی نیسان نیز تولید شد.

اگر چه تولید خودروهای اسپورت برای این کمپانی سوددهی نداشت، اما این شرکت برای رقابت با دیگر کارخانجات، مجبور به تولید آنها بود. از این مدل‌ها می‌توان به اتومبیل ۱۶ سوپاپ فولکس‌واگن سانتانا سیریکو با حداکثر سرعت ۲۰۹ کیلومتر در ساعت اشاره کرد.

از سال ۱۹۸۵ موتورهای ۱۶ سوپاپ در اتومبیل جی‌تی‌آی نیز مشاهده شد. همچنین مدل گلف سینکرو محصول سال ۱۹۸۸ اتومبیلی دو دیفرانسیله بود. در سال ۱۹۸۹ فولکس‌واگن مجهز به موتور چهار سیلندر ۱۶ سوپاپ به حجم ۱۸۰۰ سی‌سی جایگزین فولکس‌واگن سیروکو شد.




۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰

در سال ۱۹۹۱ شرکت فولکس واگن نسل سوم از خودروی گلف خود را با نام فولکس‌واگن گلف ام‌کی۳ تولید و عرضه نمود، که در همان سال، به‌عنوان خودروی سال اروپا شناخته شد. در انتهای سال ۱۹۹۷ نیز فولکس‌واگن گلف ام‌کا۴ تولید شد.

این مدل پایه طراحی و ساخت مدل‌هایی چون: فولکس‌واگن بیتل جدید، سیات تولدو، سیات لئون، آئودی ای۳، آئودی تی‌تی و اشکودا اکتاویا بود. مدل فولکس‌واگن کورادو نیز طرح کوپه خودروی گلف می‌باشد.




۲۰۰۰ تا کنون

سال ۲۰۰۲ مدل فولکس‌واگن تورگ در کارخانجات فولکس واگن مستقر در براتیسلاوا، اسلواکی و روسیه تولید و به بازار عرضه شد. در سال ۲۰۰۷ کارخانه مستقر در پرتغال فولکس‌واگن مدل فولکس‌واگن ای‌اواس را طراحی و تولید کرد. نسل ششم از گلف نیز در سال ۲۰۰۸ تحت نام تجاری فولکس‌واگن گلف ام‌کا۶ عرضه گردید. در اواسط سال ۲۰۰۸ خودروی اس‌یووی فولکس‌واگن تیگوان و خودروی کوپه فولکس‌واگن پاسات سی‌سی رونمایی شدند.

فولکس‌واگن روتان در کلاس مینی‌ون در سال ۲۰۰۸ عرضه شد، که تولید آن همچنان ادامه دارد. در انتهای سال ۲۰۱۰ تعداد محدودی از خودرو یک لیتری فولکس واگن تولید شد. پس از آن در طی سالها فولکس واگن توانسته است، به یکی از معتمدترین خودروسازان جهان بدل شود. فولکس قورباغه‌ای همچنان یکی از رکورددارن فروش در سطح جهان است و خودروهایی مانند فولکس‌واگن پاسات و فولکس‌واگن گلف نیز شهرت جهانی دارند.

در سال ۲۰۱۲ شرکت فولکس‌واگن بیش از ۵ میلیون و هفتصد دستگاه خودرو تولید کرده و بیش از ۱۰۳ میلیارد یورو درآمد داشته، که سود خالصی معادل ۳٫۶ میلیارد یورو را نصیب این کمپانی نموده‌است.




سیتروئن

سیتروئن، (به فرانسوی: Citroën) شرکت خودروسازی فرانسوی است، که امروزه بخشی از گروه پژو سیتروئن محسوب می‌شود. این شرکت در سال ۱۹۱۹ توسط آندره سیتروئن (۱۸۷۸-۱۹۳۵) تاسیس شد.

شرکت سیتروئن اولین خودروساز خارج از ایالات متحده آمریکا بود، که به‌طور انبوه خودرو تولید کرد و شبکه مدرن فروش و خدمات خودرو را، ارائه نمود. هشت سال بعد از تاسیس، سیتروئن به بزرگترین خودروساز اروپا و چهارمین خودروساز بزرگ جهان، تبدیل شد.

کمپانی سیتروئن در سال ۲۰۰۹ نودمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت. در همین سال این شرکت با عرضه مدل سیتروئن دی‌اس۳ سری لوکسی از خودروهای خود را با مدل دی‌اس بنام‌های سیتروئن دی‌اس۴ و سیتروئن دی‌اس۵ به بازار عرضه نمود.




تاریخچه

کمپانی خودروسازی سیتروئن در سال ۱۹۱۹ توسط آندره سیتروئن تأسیس شد. سیتروئن در سال ۱۹۳۴ با شروع ساخت سیتروئن تیپ ای اولین تولید انبوه اتومبیل‌های چرخ محرک جلو در سطح جهانی را پایه‌گذاری کرد. این شرکت از سال ۱۹۷۶ بخشی از گروه صنعتی پژو سیتروئن شد.




مدیریت آندره سیتروئن

آندره سیتروئن طراح اتومبیلی بود، که به رانندگی هیچ علاقه‌ای نداشت! وی از تبار یهودی-هلندی بود، که در سال ۱۸۷۸ در پاریس زاده شد. پدر آندره هنگامی که او تنها ۲ سال داشت، خودکشی کرد.

آندره در سال ۱۸۹۴ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد و توانست وارد مدرسه پلی‌تکنیک پاریس شود. بعد از اتمام تحصیلاتش در دانشگاه به عنوان افسر-مهندس، وارد ارتش فرانسه شد.

در آن زمان بسیاری از یهودی تباران اروپایی، در صنایع مختلف نفوذ زیادی داشتند، سیتروئن با کمک گرفتن از اقوامش توانست در صنایع نساجی هلند استخدام شود. طی سفرش به هلند موفق شد، که با تعمیرات چرخ‌های دندانه‌دار آشنا گردد. با بازگشت به پاریس در سال ۱۹۰۴ با کمک ۲ نفر از دوستانش، کارگاه ساخت چرخ‌دنده‌های حلزونی‌شکل را راه‌اندازی کرد.

ورود آندره سیتروئن به صنعت خودروسازی با کمک برادران مورس (مالکین شرکت اتومبیل‌سازی مورس) بود. این دو برادر، سازنده اتومبیل‌های مسابقه‌ای در فرانسه بودند. برادران مورس با آگاهی از استعداد آندره در تولید انبوه، از او برای تولید و بازاریابی محصولاتشان دعوت به کار کردند. با ورود سیتروئن تولید اتومبیل‌های شرکت مورس افزایش یافت.

در سال ۱۹۱۲ آندره شرکت چرخ‌دنده‌های سیتروئن را تأسیس کرد. همزمان با راه‌اندازی این شرکت، سیتروئن رییس فدراسیون کارفرمایان اتومبیل نیز شد. پیش از شروع جنگ جهانی اول آندره، به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و در آنجا با هنری فورد ملاقات نمود.

با شروع جنگ، آندره با عنوان کاپیتان دوم توپخانه، به ارتش فرانسه پیوست. کمبود امکانات در توپخانه، او را وادار ساخت، که یک کارخانه کوچک توپ‌سازی، برای ارتش فرانسه دایر نماید.

در سال‌های پایانی جنگ، کارخانه سیتروئن بیش از ۲۴ میلیون توپ جنگی ساخته بود. بعد از اتمام جنگ، کارخانه سیتروئن مجدداً خودروسازی را آغاز کرد. کارخانه وی اولین خودروسازی اروپا بود، که به تولید انبوه پرداخت. تا این زمان آندره هیچ چیز را بصورت رسمی، به نام خود نکرده بود، حتی ماشین و خانه شخصی‌اش نیز اجاره‌ای بود.

آندره سیتروئن سرانجام در سال ۱۹۱۹ بطور رسمی شرکت اتومبیل‌سازی سیتروئن را تاسیس کرد. نخستین خودروی تولید شده پس از جنگ جهانی اول در ۱۹۱۹ عرضه شد و سیتروئن تیپ ای نام داشت.

در سال ۱۹۲۰ شرکت که دوران افول پس از جنگ را می‌گذراند، به‌شدت دچار کمبود سرمایه بود، لذا برای جلوگیری از ورشکستگی، آندره سیتروئن شروع به مذاکره با کمپانی جنرال موتورز برای فروش شرکت نمود. در مراحل پایانی انتقال و واگذاری سیتروئن، مدیران وقت جنرال موتورز به دلیل نامعقول بودن سرمایه‌گذاری بر روی این شرکت، معامله را فسخ کردند.

در نتیجه انصراف جنرال موتورز از خریداری، سیتروئن برای سال‌ها همچنان بصورت مستقل به فعالیت خود ادامه داد. شرکت سیتروئن تا اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی چهارمین خودروساز بزرگ جهان بود.




مدیریت میشلن و لازارد

در سال ۱۹۳۴ تامین هزینه‌های کارخانه سیتروئن با مشکلات زیادی رو به رو بود. با افزایش مشکلات مالی، بخشی از سهام شرکت سیتروئن توسط بخش خصوصی خریداری شد، که اکثریت سهام آن به شرکت میشلن و بانک لازارد فروخته شد.

یک سال بعد آندره سیتروئن در حالی که برای تولید خودرو، پول کافی نداشت، بر اثر سرطان معده در گذشت و در گورستان مونپارناس به خاک سپرده شد. در طول سال‌های رهبری آندره بر شرکت، از مشهورترین اتومبیل‌های تولید شده می‌توان به: سیتروئن ژیان و سیتروئن سی‌ایکس اشاره نمود.




مشارکت با پنهارد

کمپانی سیتروئن یکی از نخستین مبتکران طرح‌های ساخت اتومبیل‌های آیرودینامیک بود. در سال ۱۹۶۳، مدیران سیتروئن تصمیم گرفتند محصولاتشان را مشترکأ با شرکت پژو تولید کنند.

دو سال بعد، در ۱۹۶۵ در پی شکست توافق میان دو خودروساز فرانسوی؛ پژو و سیتروئن، مدیران این شرکت، مذاکره با شرکت پنهارد را آغاز کردند.

مدیران ارشد سیتروئن امیدوار بودند، تا بتوانند از دانش طراحان و مهندسین شرکت خودروسازی پنهارد، در زمینه تولید اتومبیل‌های سایز متوسط، به منظور تکمیل روند تولید خودروهای کوچک و ارزان خود، استفاده کنند، که تا حدی نیز موفق بودند.




مدیریت فیات

در طول سال‌های پایانی دهه ۱۹۶۰ و سال‌های نخست دهه ۱۹۷۰ میلادی، سیتروئن بخشی از سهام خود را به شرکت ایتالیایی فیات فروخت. بحران نفتی سال ۱۹۷۳ باعث ضرر و کاهش سرمایه ناگهانی در سیتروئن شد و در سال ۱۹۷۶ کمپانی فیات مشارکت خود با سیتروئن را، منحل اعلام کرد. با جدایی از فیات، شرکت سیتروئن بار دیگر در آستانه ورشکستگی قرار گرفت.
مدیریت پژو سیتروئن
دولت فرانسه برای کنترل بازار کار و جلوگیری از ضرر بیشتر سیتروئن، پیشنهاد ادغام سیتروئن با پژو را داد. در سال ۱۹۷۴، شرکت پژو ۳۸٫۲٪ درصد از سهام سیتروئن را خریداری کرد و خودروسازی پژو سیتروئن در سال ۱۹۷۶ با کمک و حمایت دولت فرانسه تأسیس شد. امروزه کماکان شرکت پژو سیتروئن مدیریت کمپانی سیتروئن را در دست دارد.





کارخانجات تولیدی

کارخانجات مستقل

آرژانتین (بوئنوس آیرس): برلینگو فرست
آرژانتین (ویلا بوش): سی۴، سی۴ ال
برزیل (پورتو ریل): سی۳، سی۳ پیکاسو
فرانسه (مولوز): سی۴، دی‌اس۴
فرانسه (پوآسی): سی۳، دی‌اس۳
فرانسه (اولنه سو بوآ): سی۳
فرانسه (سوشا): دی‌اس۵
فرانسه (رن): سیتروئن سی۵
پرتغال (مانگولاد): برلینگو
اسلواکی (پیکاسو ترنوا): سی۳
اسپانیا (مادرید): سی۴ پیکاسا
اسپانیا (ویگو): برلینگو
ترکیه (بورسا): نیمو




کارخانجات مشارکتی

چین (شنژن)؛ پژو-سیتروئن-چانگان مشارکت: دی‌اس۵
چین (ووهان)؛ شرکت دانگفنگ موتور مشارکت: سی-الیسه، سی۳ ال، پیکاسو، سی۴ ال، سی۵
جمهوری چک (کلین (جمهوری چک))؛ پژو، سیتروئن، تویوتا مشارکت: سی۱
فرانسه (والنسین)؛ پژو-سیتروئن/فیات مشارکت سویل: سیتروئن جامپر
ایتالیا (وال دی سانگرو)؛ پژو-سیتروئن/فیات مشارکت سویل: جامپر/ریلی
ژاپن (کوراشیکی، اوکایاما)؛ میتسوبیشی موتورز کارخانه: سی-زیرو
روسیه (کالوگا)؛ پژو-سیتروئن/میتسوبیشی مشارکت: سی۴، سی-کراسر
ترکیه کارسان؛ کارخانه: برلینگو





لوگوی سیتروئن

همانطور که در بخش تاریخچه عنوان شد، آندره سیتروئن با کمک گرفتن از اقوامش توانست در صنایع پارچه بافی هلند استخدام و در هلند توانست با تعمیرات چرخ‌های دندانه‌دار آشنا شود. با بازگشت به پاریس در سال ۱۹۰۴ با کمک ۲ نفر از دوستانش کارگاه ساخت، چرخ‌دنده‌های حلزونی شکل (به انگلیسی: double - helical gearweals) را ساخت که یکی از افتخارات آندره محسوب می‌شد.

در این نوع چرخ دنده به جای یک سطح مماس صاف، از یک سطح هشتی (۸) شکل استفاده شد که باعث می‌شد تا چرخ دنده نرم‌تر کار کند. از آنجایی که آندره در ابتدا به ساخت این چرخ دنده می‌پرداخت، این علامت را برای درج بر روی خودروهای تولید شرکتش، به‌عنوان لوگو انتخاب نمود. نشان تجاری یا لوگوی شرکت سیتروئن که امروزه با نام (به انگلیسی: Chevron Double) شناخته می‌شود، از همین طرح یعنی دو علامت ۸ شکل تشکیل شده است.




کیا موتورز

کیا موتورز (به کره‌ای: 기아자동차) شرکت خودروسازی کره‌ای است، که به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از هیوندای موتور گروپ، محسوب می‌شود و در سال ۲۰۱۳ با تولید ۲٫۷۵ میلیون دستگاه خودرو، دومین خودروساز کره جنوبی شناخته شد.

کیا موتورز هم‌اکنون دارای ۸ کارخانه تولیدی است، که در کشورهای ایالات متحده آمریکا، چین، کره جنوبی، ویتنام و اسلواکی مستقر می‌باشند. دفتر مرکزی این شرکت در شهر سئول قرار دارد و سهام آن در بازار بورس کره دادوستد می‌شود. شرکت هیوندای موتور با در اختیار داشتن ۳۳٫۹۹٪ درصد از سهام کیا موتورز، بزرگترین سهام‌دار آن به‌شمار می‌آید.




تاریخچه

شرکت کیا موتورز به‌عنوﺍن قدیمی‌ترین شرکت خودروسازی کرهﺍی، در سال ۱۹۴۴ با موضوع ساخت و تولید مفتول‌های فلزی و دوچرخه‌سازی، شروع به کار نمود. در سال ۱۹۵۲، ﺍین شرکت نام خود رﺍ ﺍز «صنایع دقیق کیونگ سانگ» به کیا تغییر دﺍد و چندی بعد شروع به ساخت موتورسیکلت، کامیون و خودروی سوﺍری کرد. در سال ۱۹۸۶ و با همکاری شرکت فورد، کیا موتورز مبادرت به ساخت برخی ﺍز مدل‌های مزدا مانند مزدا فامیلا هم برﺍی بازﺍر دﺍخلی و هم برﺍی بازﺍر خارجی (جهت صادرات) نمود. ﺍین مدل‌ها همچنین شامل کیا پرﺍید (بر مبنای مدل مزدﺍ ۱۲۱) و کیا ﺁوﻻ بودند، که در بازﺍر آمریکای شمالی و استرالیا با نام‌های فورد فستیوا و فورد ﺍسپایر به فروش رفت.

کیا موتورز که در سال ۱۹۸۶ تنها ۲۶ دستگاه خودرو تولید کرده بود، در سال ۱۹۸۷ در فاصله تنها یک سال، تولیدش را به ۹۵٫۰۰۰ دستگاه افزایش داد. در سال ۱۹۹۲، کیا موتورز آمریکا، در ایالات متحده آمریکا شروع بکار نمود. ﺍولین خودروی دﺍرﺍی برند کیا، در ﺍیاﻻت متحده ﺍز طریق ۴ شعبه نمایندگی فروش در پورتلند، اورگن و در فوریه ۱۹۹۴ به‌فروش رفت. ﺍز ﺁن زمان، کیا به صورتی روش‌مند فعالیت خود رﺍ توسعه دﺍد. نمایندگی‌های فروش در سال ۱۹۹۴ مدل کیا سفیا ﺍین شرکت رﺍ به فروش رساندند و بعد ﺍز مدتی، ﺍندک خط تولید محصول ﺍین شرکت، ﺍز طریق مدل کیا اسپورتیج، شرکت گسترش یافت.

با ﺍین حال، ورشکستگی شرکت کیا در سال ۱۹۹۷؛ که در جریان بحرﺍن مالی ﺁسیا رخ دﺍد، موجب گردید که ﺍین شرکت توسط دیگر شرکت خودروساز کره‌ﺍی، هیوندای موتور در سال ۱۹۹۸ ﺍز طریق خرید سهام شرکت فورد، که در سال ۱۹۸۶ بخشی ﺍز سهام ﺍین شرکت رﺍ خریدﺍری نموده بود، تصاحب گردد.

در سال ۱۹۹۸، شرکت کیا موتورز با مدیریت هیوندای موتور گروپ، شروع به صادرﺍت خودروی کیا منتور نمود. این مدل از کیا رقیب مدل‌ها فورد ﺍسکورت و اپل ﺁسترﺍ در بازار اروپا بود، که به جهت قیمت پائین، فروش نسبتأ خوبی در اروپا داشت. سپس در اواسط دهه ۱۹۹۰ مدل هاچ‌بک منتور، با نام کیا شوما عرضه شد. تغییر ظاهری (فیس لیفت) که در سال ۱۹۹۹ صورت گرفت، کیا منتور رﺍ همچنان در رده سدان نگاه دﺍشت.

کیا به بازﺍر خودروهای خانوﺍدگی، تا زمانی که کیا کردوس رﺍ تولید نمود، وﺍرد نگردید. کردوس که ماشینی چهار در و در کلاس سدﺍن بود، در سال ۱۹۹۹ ﺍرﺍئه شد. ﺍین خودرو ﺍندﺍزه مشابهی با فورد موندئو دﺍشت، ﺍما در هنگام ارائه ﺁن به بازﺍر ﺍز نظر ﺍندﺍزه، کوچکتر فورد فوکوس بود. ﺍین خودرو دﺍرﺍی تزئینات دﺍخلی ویژه، محفظه صندوق عقب بزرگ، قیمت رقابتی و سطوح باﻻی تجهیزﺍت بود، ﺍما جذﺍبیت کمتری برﺍی بازارهای جهانی دﺍشت.

خودروی جانشین کیا برﺍی کردوس، یعنی کیا مجنتیس در سال ۲۰۰۱ نتوﺍنست محبوبیت کیا کردوس رﺍ ﺍحیا کند. کیا در سال ۱۹۹۹ با خودروی کیا سدونا وارد بازﺍر خودروهای ام‌پی‌وی شد. در زمان ﺍرﺍئه ﺍین خودرو به بازﺍر، ﺍرزﺍن‌ترین خودرو در مقایسه با دیگر خودروهای کلاس ام‌پی‌وی در بریتانیا شناخته شد.

ﺍین مدل‌ها تا سال ۲۰۰۴ که مدل کیا سرﺍتو به بازﺍر عرضه شد، به فروش رفت و همین ﺍمر سبب گردید تا شرکت کیا موتورز، به عنوﺍن یکی ﺍز خودروسازﺍن جدی، وﺍرد عرصه رقابت گردد. خودروی اس‌یووی کیا اسپورتیج در سرتاسر ﺍروپا عمومیت پیدﺍ کرد، ﺍما ﺍز سال ۲۰۰۲ بود که کیا فروش بیشتری رﺍ ﺍز طریق عرضه مدل کیا سورنتو در بازﺍر بدست ﺁورد.
کیا موتورز آمریکا

کیا موتورز آمریکا بازوی فروش، بازﺍریابی و توزیع محصولات شرکت کیا موتورز، در ﺍیاﻻت متحده ﺍست. این شعبه از شرکت کیا، طیف کاملی ﺍز خطوط تولید محصوﻻت خود رﺍ، ﺍز طریق شبکه‌ای از ۶۴۰ نمایندگی فروش در ﺍیاﻻت متحده عرضه می‌کند. در سال ۲۰۰۸ کیا موتورز آمریکا، رکورد فروش خود رﺍ برﺍی چهاردهمین سال متوﺍلی، در رشد سهم بازﺍر در ﺍیاﻻت متحده شکست.





کیا موتورز ﺍروپا

ﺍز سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ شرکت کیا شروع به ساخت فرمان سمت رﺍست، به‌همرﺍه فرمان‌های سمت چپ، در سایت تولیدی خود، در کارمان، ﺁلمان نمود. ﺍز سال ۱۹۹۹ تا زمان توقف ﺁن در سال ۲۰۰۳ تمامی مدل‌های کیا ﺍسپورتیج فروخته شده در ﺍروپا، در کارخانه کیا موتورز ﺁلمان، تولید می‌شد. در سال ۲۰۰۳ بار دیگر خط تولید مدل ﺍسپورتیج، به کره جنوبی منتقل شد.

کیا صادرﺍت خودرو به ﺍروپا رﺍ ﺍز ﺍبتدﺍی سال ۱۹۹۱ با خودروی مینی کیا پرﺍید، آغاز نمود. شروع فروش ﺍین محصول در ﺍروپا با ﺍستقبال روبرو شد، تا ﺍینکه در ﺍنتهای دهه ۱۹۹۰ میلادی، با کاهش تقاضای این مدل، در نهایت به توقف کامل خط تولید مدل پراید، در ماه مه ۲۰۰۰ گردید. خودروی کیا ریو نیز همچون پراید، از سال ۲۰۰۱، از خط تولید محصولات کیا موتورز خارج شد.

سال ۲۰۰۴ شاهد ورود کیا پیکانتو به‌عنوﺍن خودروی شهری به ﺍروپا بود. ﺍین خودرو ﺍثبات نمود که کیا در زمینه ﺍرﺍئه محصول به خریدﺍرﺍن ﺍروپایی که به بودجه خود برﺍی خرید ماشین توجه دﺍرند، موفق بوده ﺍست. تا سال ۲۰۰۷ کیا سابقه شانزده سالهﺍی در زمینه صادرﺍت خودرو به ﺍروپا دﺍشته ﺍست. در هنگام ورود به بازﺍر ﺍروپا، فقط یک مدل فروخته شده بود. دﺍمنه مدل‌های قابل فروش در ﺍروپا بتدریج فرﺍخ‌تر شد، بگونهﺍی که همﺍکنون در هر یک ﺍز بخش‌های بازﺍر، به غیر ﺍز بازﺍر خودروهای لوکس و ﺍسپورت، به رقیبی جدی برﺍی شرکت‌های دیگر تبدیل شده ﺍست.




ریشه نام

شرکت کیاموتورز پس از آغاز فعالیت خود در سال ۱۹۴۴ به عنوان یک کارگاه تولیدی قطعات دست ساز دوچرخه واقع در حومه شهر سئول کره جنوبی، در شش دهه گذشته توانسته‌است به عنوان نیروی محرکه وسیله نقلیه موتوری کره‌ای با ادعای «تولید اولین اتومبیل کشور» همچنین «صادرات اولین اتومبیل از کره» پدیدار شود.

نام «کیا» برخاسته ﺍز نامی چینی-کره‌ﺍی ﺍست که شامل کلمه «کی» (برﺁمدن) و «ﺁ» (به معنای ﺁسیا) ﺍست. بهﺍختصار نام ﺍین شرکت معنای «برﺁمده ﺍز ﺁسیا» رﺍ ﺍلقا می‌کند.




گسترش در جهان

کیا موتورز دارای سه سایت تولیدی در کره جنوبی و یک کارخانه در کشور اسلواکی، دو کارخانه در چین و یک شاخه آمریکایی به نام «کیا موتورز آمریکا» می‌باشد، که در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۶ به عنوان اولین کارخانه مونتاژ محصولات کیا در وست پوینت ایالت جورجیا با هزینه‌ای بالغ بر یک میلیارد دلار افتتاح گردید.

از سال ۲۰۰۵، کیا تمرکز ویژه‌ای بر بازار اروپا داشته و فروش محصولاتش از مرز یک میلیون دستگاه گذشته‌است و کیا موتورز هم اکنون رو به توسعه ترین خودروساز در آن قاره می‌باشد و این تنها یکی از موفقیت‌های این شرکت با سابقه در بازار اروپا است.



حمایت‌های مالی

شرکت کیا موتورز فعالیت گسترده‌ای در بخش سرمایه‌گذاری و اسپانسری ورزشی دارد. این شرکت حامی مالی اشخاص، مسابقات ورزشی یا باشگاه‌های زیر می‌باشد.



مسابقات ورزشی



لیگ آ س ب
اتحادیه ملی بسکتبال (ان‌بی‌ای)
اتحادیه ملی بسکتبال زنان
تنیس آزاد استرالیا
جام حذفی فوتبال برزیل
مسابقات قهرمانی بسکتبال آسیا
جام جهانی فوتبال
جام ملت‌های اروپا



باشگاه‌ها و تیم‌ها

باشگاه فوتبال بوردو
تیم ملی فوتبال فیلیپین
تیم ملی فوتبال اسلواکی
باشگاه فوتبال اسپارتاک مسکو
تورنتو اف‌سی
باشگاه فوتبال ویتوریا ستوبال



ورزشکاران

رافائل نادال
فرناندو گونزالس
یولیا لیپنیتسکایا
ویکتوریا کوموا
مانی پاکیائو




پژو

پژو، (به فرانسوی: Peugeot) شرکت خودروسازی فرانسوی است، که در سال ۱۸۱۰ توسط خانواده پژو جهت ساخت آسیاب‌های قهوه، در شهر فرانش-کنته، فرانسه تاسیس شد ولی ورود رسمی پژو به صنعت خودروسازی با تولید دوچرخه «گراند بای» توسط آرماند پژو در سال ۱۸۸۲ آغاز شد. نخستین خودروی پژو که خودرویی سه‌چرخ بود، در سال ۱۸۸۹ توسط آرماند پژو و با همکاری گوتلیب دایملر تولید گردید.

امروزه شرکت پژو از زیرمجموعه‌های شرکت پژو سیتروئن محسوب می‌شود و همچنان به‌عنوان بزرگترین شرکت خودروسازی فرانسه و دومین خودروساز بزرگ اروپا به‌شمار می‌آید.




تاریخچه

شرکت پژو در سال ۱۸۱۰ توسط امیل پژو، جهت ساخت آسیاب‌های قهوه در شهر سوشو، فرانسه تاسیس شد. در سال ۱۸۳۰ به تولید دوچرخه پرداخت و بالاخره از سال ۱۸۴۲ تولید آسیاب‌های قهوه، نمک و فلفل را آغاز کرد.

ورود رسمی پژو به صنعت وسایل نقلیه، با تولید دوچرخه «گراند بای» توسط فرزند امیل، آرماند پژو در سال ۱۸۸۲ آغاز شد، که دوچرخه‌ای از نوع پنی-فرتینگ بود. (دوچرخه‌ای که چرخ قسمت جلو خیلی بزرگ و چرخ عقب کوچک است)

آرماند به زودی به صنعت خودروسازی علاقه‌مند شد و با مباحثه با افرادی نظیر گوتلیب دایملر به امکان انجام آن اطمینان پیدا کرد و اولین اتومبیل پژو در سال ۱۸۸۹ تنها با چهار نمونه ساخته شد. موتور بخار استفاده شده در این اتومبیل، سنگین بود و حجم زیادی را نیز اشغال می‌کرد، همچنین مدت زمان زیادی برای گرم شدن، لازم داشت.

در سال ۱۸۹۰ استفاده از موتور بخار ممنوع شد و پیشنهاد گردید، که در اتومبیل‌ها از موتورهای سوختی، که توسط شرکت پنهارد و تحت لیسانس دایملر ساخته شده بود، استفاده شود.

این خودرو از بسیاری از نمونه‌های پیشین خود پیشرفته‌تر بود. سپس اتومبیل‌های بیشتری ساخته شد، در ۱۸۸۲ تعداد ۲۹ خودرو، در سال ۱۸۸۴ تعداد ۴۰ خودرو، در سال ۱۸۹۵ تعداد ۷۲ خودرو، در سال ۱۸۹۸ تعداد ۱۵۶ خودرو و نهایتاً در سال ۱۸۹۹ تعداد ۳٫۰۰۰ خودرو، ساخته شد.

پژو اولین شرکتی بود، که تایرهای لاستیکی را بر روی خودروهای خود نصب کرد و در سال ۱۸۹۵ تایرهای بادی را بر روی آنها قرار داد. در سال ۱۸۹۶ پژو اولین موتور خود را بدون کمک گوتلیب دایملر تولید کرد و بعد از آن پیشرفت‌های مختلفی مانند امکان‌پذیری انتقال قوای محرکه زیر خودرو به درون کاپوت حاصل شد و خودرو به معنای امروزی آن، شکل گرفت.

در سال ۱۸۹۶ اولین موتور درون‌سوز توسط شرکت پژو ساخته شد و دیگر نیازی به خریدار موتور، از دایملر نبود. اولین مدل موتور ۶ کیلو وات قدرت داشت، به صورت افقی در عقب قرار می‌گرفت و در پژو تیپ ۱۵ نصب شد. پیشرفت‌های بعدی به این صورت بود که موتور به قسمت جلوی خودرو منتقل شد و رینگ‌ها به ماشین اضافه شدند و اتومبیل‌ها به اتومبیل‌های مدرن شباهت پیدا کردند.

در سال ۱۸۹۸ آرماند پژو تصمیم گرفت، برای تشکیل شرکت خود، از پژو جدا شود، تا تمرکز بیشتری روی اتومبیل داشته باشد. در سال ۱۹۰۱ توانست با تولید موتوری با حجم ۶۵۲ سی‌سی، قدرت ۵ اسب بخار، یک سیلندر و ظاهر سنتی، برنده مسابقات بهترین مدل آن سال شود.

پس از اینکه در مسابقات پاریس، مقام نوزدهم را بدست آورد، تصمیم گرفت از مسابقات کناره‌گیری نماید. در سال ۱۹۰۳ پژو اقدام به تولید موتورسیکلت نمود و از آن پس، موتورسیکلت‌های پژو، به‌سرعت جای خود را در بازار باز کردند. در سال ۱۹۰۳ پژو حدود نیمی از خودروهای بازار فرانسه را تولید می‌کرد.

در ۱۹۰۷ اولین موتور شش سیلندر ساخته شده توسط پژو به نمایش گذاشته شد و همکاری تونی هوبر به عنوان سازنده موتور آغاز شد. از آنجا که تعداد زیادی خودرو با انواع متفاوت در خط تولید بود، پژو تصمیم گرفت که خط تولید دیگری را راه‌اندازی نماید.

در سال ۱۹۱۲، اتوره بوگاتی موتوری با حجم ۸۵۰ سی‌سی و چهارسیلندر را طراحی نمود و در همان سال با تیمی متشکل از ۳ راننده و یک طراح موتور، بار دیگر با خودروی بوگاتی به مسابقات بازگشت.

بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ با شعله‌ور شدن جنگ جهانی اول در اروپا، پژو به تولید خودروهای نظامی گوناگون، که از دوچرخه تا تانک‌های بزرگ را شامل می‌شد، پرداخت. در سال‌های بعد از جنگ جهانی اول، خودرو به وسیله لازمی برای همه مبدل شد و دیگر یک وسیله تشریفاتی مختص قشر مرفه نبود.

با پایان جنگ در اروپا، مسابقات اتومبیل‌رانی بار دیگر از سر گرفته شد و شرکت در مسابقات ادامه یافت و طی قرن بیستم پژو توسعه یافت و در سال ۱۹۲۶ بخش پدال و موتور از هم جدا شد که در پی آن، واحد دوچرخه پژو از شرکت مادر خود جدا شد و سایکل پژو را تشکیل داد.

در سال ۱۹۲۸ مدل ۱۸۳ تولید شد. سال ۱۹۲۹ سالی بود که نام‌گذاری امروزی پژو شکل گرفت. مدل جدید سال ۱۹۲۹، پژو ۲۰۱ ارزان‌ترین خودرو در بازار فرانسه و مدلی بود که علامت تجاری پژو را دارا بود. این خودرو اولین خودروی تولید انبوه پژو بود. مدت زیادی از این شکوفایی پژو نگذشته بود، که در دهه ۱۹۳۰ میلادی دوران رکود اقتصادی آغاز شد.

در زمان بحران مالی، فروش شرکت بسیار کاهش یافت، ولی شرکت توانست نجات پیدا کند. در سال ۱۹۳۳ این شرکت مدل پژو ۴۰۲ را روانه بازار کرد که اولین مدلی بود که سقف آن قابلیت جمع شدن داشت.

بعد از آن جنگ جهانی دوم آغاز گردید و پژو مجبور شد کامیون و ون برای جنگ تولید کند؛ اما در سال ۱۹۴۸ دوباره کار خود را با تولید پژو ۲۰۳ آغاز کرد. بعد از آن مدل‌های بسیاری با همکاری شرکت طراحی ایتالیایی پنین فارینا مانند پژو ۵۰۴ عرضه کرد.

در ۱۹۵۸ فروش محصولات شرکت در ایتالیا آغاز شد و همکاری با شرکت‌های دیگر مانند رنو و ولوو افزایش یافت. در سال ۱۹۷۴ پژو ۳۰٪ درصد از سهام سیتروئن را خریداری کرد و در ۱۹۷۵ این شرکت را تصاحب نمود.

در این زمان بسیاری از طرفداران سیتروئن اعتراض کردند، که با این کار ابداعات و پیشرفت‌های افسانه‌ای شرکت سیتروئن افول می‌کند. در نتیجه دو شرکت با یکدیگر ادغام شدند و شرکت جدید نیز پژو سیتروئن نام‌گذاری شد، که برندهای هر شرکت حفظ شود؛ اما از لحاظ منابع فنی و تکنولوژی از تحقیقات یکدیگر بهره‌مند شوند. در آن زمان سیتروئن دچار مشکلات مالی زیادی بود، ولی در عین حال، مدل‌های زیادی از خودرو را برای تولید نهایی طراحی نموده بود.

در سال ۱۹۷۸ شرکت پژو سیتروئن واحد اروپایی کرایسلر را به دلیل بحران‌های ایجاد شده در این شرکت، از آن خود کرد. شرکت کرایسلر اروپا، بسیار فرسوده و دارای مدل‌های قدیمی بود و در واقع این سرمایه‌گذاری، مشکلات مالی بسیاری برای پژو سیتروئن ایجاد کرد. در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، پژو برند تالبوت را احیا کرد، تا بتواند سودی از کرایسلر به دست آورد و بخش اروپایی آن را از ورشکستگی نجات داد.

تمامی این سرمایه‌گذاری‌ها باعث شد شرکت پول زیادی را خرج نماید و دچار مشکلات مالی شود. در سال ۱۹۸۳ مدل موفق پژو ۲۰۵ ارائه شد و بسیاری از هزینه‌های شرکت را پوشش داد. در ۱۹۹۰ با مدیریت جین مارتین فولز در پژو سیتروئن برای نخستین بار مشارکت این دو شرکت موفق عمل نمود.

پژو در سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ به طور مداوم در رالی معروف پاریس داکار قهرمان شد. فروش این شرکت در ایالات متحده با مدل‌های پژو ۴۰۵ و پژو ۵۰۵ به ۴٫۲۶۱ دستگاه در سال ۱۹۹۰ میلادی رسید و فروش ۲٫۲۴۰ دستگاه، در ژوئیه ۱۹۹۱ شرکت را بعد از ۳۳ سال، به نقطه اوج خود رساند. همچنین پژو در سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ تامین موتورهای مسابقات فرمول یک را عهده‌دار شد.

در آوریل ۲۰۰۶ شرکت، پایان کار کارخانه رایتون خود در کاونتری، بریتانیا را اعلام نمود و این باعث از دست رفتن ۲٫۳۰۰ شغل در کارخانه و ۵٫۰۰۰ شغل خرده‌فروشی شد. این شرکت اولین خودروی پژو ۲۰۶ خود را در ۱۲ دسامبر ۲۰۰۶ تولید نمود.

پژو از هدف خود که فروش چهار میلیون خودرو در سال بود، فاصله بسیار زیادی داشت. در سال ۲۰۰۸ فروش شرکت کمتر از ۲ میلیون دستگاه در سال بود و در اوایل ۲۰۰۹ به دلیل بحران مالی ۲۰۱۲–۲۰۰۷، فروش باز هم کاهش پیدا کرد.

پژو هنوز در پی نوآوری در مدل‌های خودرو است تا بتواند نیازهای تمامی بخش‌ها را پاسخ دهد و همین‌طور در تلاش است تا بازارهای جدید را در چین، روسیه و آمریکای شمالی داشته باشد. در پایان سال مالی ۲۰۰۸ گردش مالی شرکت با مبلغی کاهش، به ۵۴٫۴ میلیارد دلار و سود خالص، به رقم ۴ میلیارد دلار رسید.

در اواخر ۲۰۰۹ نیز پژو دچار افول عملیاتی و کاهش فروش شد که در پی آن «فیلیپ وارین» به جای «کریستین استریف» مدیریت شرکت را به عهده گرفت. پژو اکنون بیش از ۲۰۰ هزار کارمند در سراسر جهان دارد و در سال ۲۰۱۲ فروشی بالغ بر ۵۴ میلیارد دلار را از آن خود کرد و همچنان بزرگ ترین خودروساز فرانسه می‌باشد و پس از گروه فولکس‌واگن در رتبه دوم از بزرگترین خودروسازهای اروپا جای دارد.




مسابقات اتومبیلرانی

پژو موفقیت‌های بسیاری در مسابقات اتومبیلرانی بین‌المللی کسب کرده است. پژو ۵۰۴، پژو ۲۰۵ توربوشارژر دار و اخیرا پژو ۲۰۶، خودروهایی هستند، که برای این شرکت موفقیت کسب کردند. در حال حاضر پژو ۳۰۷ برای مسابقات رالی بین‌المللی این شرکت، استفاده می‌شود.

پژو در سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ بطور مداوم، در رالی معروف پاریس داکار قهرمان شده است. همچنین پژو تامین موتورهای مسابقات فرمول یک را در فاصله سال‌های ۱۹۹۸، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ عهده‌دار شده است.




نام‌گذاری مدل‌های خودرو

پژو در نام‌گذاری مدل‌هایش، سبک خاصی دارد و از فرمول X0Y استفاده می‌کند. X برای نشان دادن سایز خودرو و Y برای سال تولید خودرو، بکار می‌رود؛ یعنی هرچه رقم، بالاتر باشد، مدل خودرو، جدیدتر است. در نتیجه بر پایه این فرمول، پژو ۴۰۶، بزرگتر و جدیدتر از پژو ۳۰۵ می‌باشد. البته این قاعده نام‌گذاری استثناهایی نیز دارد. برای مثال پژو ۳۰۹ پیش از پژو ۳۰۶ تولید شده است. نمونه دیگر پژو ۲۰۶ اس‌دبلیو است، که اندازه‌ای در حدود یک پژو ۴۰وای دارد.

این رویه نام‌گذاری، در سال ۱۹۲۹ با عرضه مدل پژو ۲۰۱ آغاز شد. تمام مدل‌های پژو ۱۰۱ تا پژو ۹۰۹ این شرکت به‌عنوان نام‌های تجاری مختص پژو ثبت شده‌اند. اما شرکت‌های دیگر نیز محصولاتی با نام‌هایی مشابه محصولات این شرکت داشتند، که برخی از آن‌ها مانند: پورشه ۹۰۱ که به پورشه ۹۱۱ تغییر نام داد و برخی دیگر مانند مدل‌هایی از فراری، که همان نام خود را حفظ کردند. جالب آنکه وجود ۰ در وسط نام‌های این مدل‌ها، فلسفه‌ای خاص دارد. این صفر نشان دهنده عددی است، که بر روی یک صفحه، در جلوی خودروهای اولیه این شرکت ظاهر می‌شدند و سوراخ هندل این خودروها، با این صفر یکجا قرار می‌گرفت. البته پژو قصد دارد که نام‌گذاری با چهار رقم (دو صفر در وسط) را در آینده، در پیش گیرد و این رویه را، با نام‌گذاری مدل مفهومی (نمایشی) خود، به نام پژو ۴۰۰۲ آغاز کرد.




لوگوی پژو

اولین لوگوی پژو که در آن از طرح شیر استفاده شده بود، برای تیغه اره‌ها و وسایل استیلی این شرکت، طراحی شد. در سال ۱۸۵۰ برای اولین بار، لوگوی شیر برای شرکت‌ برادران پژو دیده شد. در سال ۱۸۵۸ لوگو به طور رسمی ثبت شد.

سال ۱۸۸۹ سال مهمی برای کارخانه پژو بود، چرا که اولین اتومبیل با نام پژو را، راهی بازار نمود: یک اتومبیل ۳ چرخه طراحی شده توسط آرماند پژو.

در این زمان شیر مربوط به لوگو بر روی سایر محصولات کارخانه پژو نشان داده می‌شد اما بین سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۵ لوگوی شیر بر روی ماشین‌های تولیدی مشاهده نمی‌شد و برای مارک گذاری این ماشین‌ها از عنوان پژو اتومبیل بر روی رادیاتور خودروها استفاده می‌گشت. بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۵ عکس شیر و پیکان بر روی مدل پژو لایون که توسط براردان پژو تولید شده بود، ظاهر گشت.

اما لوگوی اصلی این شرکت، با طرح شیر، در سال ۱۹۳۳ به عنوان لوگوی جهانی پژو طراحی گشت و این لوگو، نخستین بار، بر روی مدل پژو ۲۰۳ ظاهر شد. شیری که بر روی ۲ پای عقب خود بلند شده بود و یادآور نشان نظامی Franche-Comté زادگاه اصلی پژو بود.
2:38 am
کاربرد برنامه نویسی

زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده‌ها، و عملیات یا تبدیل‌هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می‌کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می‌کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده‌ترین عناصر موجود بیان می‌شوند(مفاهیم ابتدایی نامیده می‌شوند).





زبان‌های برنامه نویسی با غالب زبان‌های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان‌های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان‌ها، نویسندگان و گویندگان می‌توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه‌ها "دقیقاً آنچه که به آنها گفته شده را انجام می‌دهند." و نمی‌توانند "بفهمند" که نویسنده دقیقاً چه کدی مد نظر نویسنده بوده‌است] البته امروزه برنامه‌هایی برای انجام این کار تولید شده‌اند و تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است[. ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار خروجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می‌کند. برنامه‌های یک رایانه ممکن است در یک فرایند ناپیوسته بدون دخالت انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این حالت "دستور"ها همان برنامه‌ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند.به زبانی که برای دستور دادن به برنامه‌ای استفاده می‌شود، زبان اسکریپت می‌گویند. بسیاری از زبان‌ها کنار گذاشته شده‌اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده‌اند، با برنامه‌های دیگر ترکیب شده‌اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده‌است. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای طراحی یک زبان رایانه" کامل" شده‌است که تمام اهداف را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان‌های رایانه‌ای گسترده از گستردگی زمینه‌هایی که زبان‌ها استفاده می‌شوند، ناشی می‌شود:

محدوده برنامه‌ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم‌های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است
توانایی برنامه نویس‌ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه‌ای‌هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می‌آیند.
برنامه‌ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم‌ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه‌ها متناسب نگه دارند.
برنامه‌ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل‌ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند.
در نهایت، برنامه نویس‌ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند.

یک سیر رایج در گسترش زبان‌های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان‌های برنامه نویسی اولیه به سخت‌افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان‌های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده‌اند، ویژگی‌هایی به برنامه‌ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده‌هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت‌افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس‌ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده‌اند، برنامه‌های آنها می‌تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می‌دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. "پردازنده‌های زبان طبیعی" به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان‌های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده‌اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. "ادسگر دیجسترا" موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان "احمقانه" رد کرد، "آلن پرلیس" نیز مشابها این ایده را رد کرد. مطابق با متدولوژی نامتجانس استفاده شده توسط langpop.com در سال ۲۰۰۸، ۱۲ زبان پرکاربرد عبارتند از: C, C++, C#, Java, JavaScript, Perl, PHP, Python, Ruby, Shell, SQL, and Visual Basic.



المان‌ها
تمام زبان‌های بزنامه نویسی تعدادی بلوک‌های ابتدایی برای توضیح داده و پردازش یا تبدیل آنها(مانند جمع کردن دو عدد با انتخاب یک عضو از یک مجموعه)دارند. این " عناصرابتدایی" بوسیله قوانین معناشناسی و دستوری تعریف می‌شوند که ساختار و معنای مربوطه را توضیح می‌دهند.
دستور(
syntax)

فرم سطحی یک زبان برنامه نویسی دستور آن نامیده می‌شود. غالب زبان‌های برنامه نویسی کاملاً متنی اند؛ و از دنبالهٔ متون شامل کلمات، اعداد، نشانگذاری، بسیار شبیه زبان نوشتاری طبیعی استفاده می‌کنند. از طرف دیگر، برنامه‌هایی نیز وجود دارند که بیشتر گرافیکی اند، و از روابط بصری بین سمبل‌ها برای مشخص کردن برنامه استفاده می‌کنند. دستور یک زبان ترکیبات ممکن سمبل‌ها برای ایجاد یک برنامهٔ درست را از نظر دستوری مشخص می‌کند. معنایی که به یک ترکیب سمبل‌ها داده می‌شود با معناشناسی اداره می‌شود(قراردادی یا نوشته شده در پیاده سازی منبع). از آنجا که اغلب زبان‌ها متنی هستند، این مقاله دستور متنی را مورد بحث قرار می‌دهد.

دستور زبان برنامه نویسی معمولاً بوسیله ترکیب عبارات معین(برای ساختار لغوی) و فرم توضیح اعمال(برای ساختار گرامری) تعریف می‌شوند. متن زیر یک گرامر ساده، به زبان lisp است: expression ::= atom | list atom ::= number | symbol number ::= [+-]?['۰'-'۹']+ symbol ::= ['A'-'Za'-'z'].* list ::= '(' expression* ')' این گرامر موارد ذیل را مشخص می‌کند:

یک عبارت یا atom است و یا یک لیست
یک atom یا یک عدد است و یا یک سمبل
یک عدد دنباله ناشکسته‌ای از یک یا تعداد بیشتری اعداد دهدهی است، که یک علامت مثبت و یا منفی می‌تواند پیش از آن بیاید.
یک سمبل حرفی است که بعد از هیچ یا تعدادی کاراکتر (جز فاصله) می‌آید.
یک لیست تعدادی پرانتز است که می‌تواند صفر یا چند عبارت در خود داشته باشد.

"۱۲۳۴۵"، "()"، "(a b c۲۳۲ (۱))" مثال‌هایی هستند از دنباله‌های خوش فرم در این گرامر.

همه برنامه‌هایی که از لحاظ دستوری درست هستند، از نظر معنا درست نیستند. بسیاری از برنامه‌های درست دستوری، بد فرم اند، با توجه به قوانین زبان؛ و ممکن است (بسته به خصوصیات زبان و درست بودن پیاده سازی) به خطای ترجمه و یا استثنا(exception) منتج شود. در برخی موارد، چنین برنامه‌هایی ممکن است رفتار نامشخصی از خود نشان دهند. حتی اگر یک برنامه در یک زبان به خوبی بیان شده باشد، ممکن است دقیقاً مطلوب نویسنده آن نبوده باشد.

به عنوان مثال در زبان طبیعی، ممکن نیست به برخی از جملات درست از لحاظ گرامری، معنای خاصی اطلاق کرد و یا ممکن است جمله نادرست باشد:

"ایده‌های بی رنگ سبز با خشم می‌خوابند."از نظر دستوری خوش فرم است ولی معنای مورد قبولی ندارد.
"جان یک مجرد متاهل است." از نظر دستوری درست است، ولی معنایی را بیان می‌کند که نمی‌تواند درست باشد.

این قسمت از زبان C از نظر دستوری درست است، اما دستوری را انجام می‌دهد که از نظرمعنایی تعریف نشده است(چون p یک اشاره گر خالی است، عمل p->real,p->im معنای خاصی ندارد.) complex *p = NULL; complex abs_p = sqrt (p->real * p->real + p->im * p->im);

گرامر مورد نیاز برای مشخص کردن یک زبان برنامه نویسی می‌تواند با جایگاهش در "سلسله مراتب چامسکی" طبقه بندی شود. دستور اغلب زبان‌های برنامه نویسی می‌تواند بوسیله یک گرامر نوع ۲ مشخص گردد، برای مثال، گرامرهای مستقل از متن.




معناشناسی ایستا
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آنها در فرمول دستوری استاندارد مشکل و یا غیر ممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله سیستم نوع گذاری انجام می‌شود.


سیستم نوع گذاری
یک سیستم نوع گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کارعموما توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذاری گویند.
زبان‌های نوع گذاری شده و بدون نوع گذاری

یک زبان نوع گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آنها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، "این متن درون گیومه قرار دارد" یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود(چک کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود.(چک کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception). حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی و یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند. در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.

در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذاری شده تلقی می‌شوند(چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.



نوع گذاری ایستا و متحرک

در نوع گذاری ایستا تمام عبارات نوع‌های خود را قبل از اجرای برنامه تعیین می‌کنند(معمولاً در زمان کامپایل). برای مثال، ۱ و (۲+۲) عبارات عددی هستند؛ آنها نمی‌توانند به تابعی که نیاز به یک رشته دارد داده شوند، یا در متغیری که تعریف شده تا تاریخ را نگه دارد، ذخیره شوند.


زبان‌های نوع گذاری شده ایستا می‌توانند با مانیفست نوع گذاری شوند یا با استفاده از نوع استنباط شوند. در حالت اول، برنامه نویس بیشتر صریحاً نوع‌ها را در جایگاه‌های منتنی مشخص می‌نویسد(برای مثال، در تعریف متغیرها). در حالت دوم، کامپایلر نوع عبارات و تعریف‌ها را بر اساس متن استنباط می‌کند. غالب زبان‌های مسیر اصلی(mainstream) ایستا نوع گذاری شده، مانند C#,C++ و Java، با مانیفست نوع گذاری می‌شوند



نوع گذاری قوی و ضعیف

نوع گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.

نوع گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذاری قوی دارند غالباً با نام "نوع-امن" و یا امن شناخته می‌شوند. تمام تعاریف جایگزین برای "ضعیف نوع گذاری شده" به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، و یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه نویسی را پنهان می‌کنند.

قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت "قوی نوع گذاری شده" را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذاری شده‌است. بنابراین C هم قوی نوع گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذاری شده نامیده می‌شود.



معناشناسی اجرا

وقتی که داده مشخص شد، ماشین باید هدایت شود تا عملیات‌ها را روی داده انجام دهد. معناشناسی اجرا ی یک زبان تعیین می‌کند که چگونه و چه زمانی ساختارهای گوناگون یک زبان باید رفتار برنامه را ایجاد کنند.

برای مثال، معناشناسی ممکن است استراتژی را که بویسله آن عبارات ارزیابی می‌شوند را تعریف کند و یا حالتی را که ساختارهای کنترلی تحت شرایطی دستورها را اجرا می‌کنند.


کتابخانه هسته
اغلب زبان‌های برنامه نویسی یک کتابخانه هسته مرتبط دارند(گاهی اوقات "کتابخانه استاندارد" نامیده می‌شوند، مخصوصا وقتی که به عنوان قسمتی از یک زبان استاندارد ارائه شده باشد)، که به طور قراردادی توسط تمام پیاده سازی‌های زبان در دسترس قرار گرفته باشند. کتابخانه هسته معمولاً تعریف الگوریتم‌ها، داده ساختارها و مکانیزم‌های ورودی و خروجی پرکاربرد را در خود دارد. کاربران یک زبان، غالباً با کتابخانه هسته به عنوان قسمتی از آن رفتار می‌کنند، اگرچه طراحان ممکن است با آن به صورت یک مفهوم مجزا رفتار کرده باشند. بسیاری از خصوصیات زبان هسته‌ای را مشخص می‌کنند که باید در تمام پیاده سازی‌ها موجود باشند، و در زبان‌های استاندارد شده این کتابخانه هسته ممکن است نیاز باشد. بنابراین خط بین زبان و کتابخانه هسته آن از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. درواقع، برخی زبان‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که برخی از ساختارهای دستوری بدون اشاره به کتابخانه هسته قابل استفاده نیستند. برای مثالف در جاوا، یک رشته به عنوان نمونه‌ای از کلاس “java.lang.String” تعریف شده است؛ مشابها، در سمال تاک(smalltalk) یک تابع بی نام(یک "بلاک") نمونه‌ای از کلاس BlockContext کتابخانه می‌سازد. بطور معکوس، Scheme دارای چندین زیرمجموعه مرتبط برای ایجاد سایر ماکروهای زبان می‌باشد، و در نتیجه طراحان زبان حتی این زحمت را نیز تحمل نمی‌کنند که بگویند کدام قسمت زبان به عنوان ساختارهای زبان باید پیاده سازی شوند، و کدام یک به عنوان بخشی ازکتابخانه.


عمل
طراحان زبان و کاربران باید مصنوعاتی ایجاد کنند تا برنامه نویسی را در عمل ممکن سازند و کنترل کنند. مهمترین این مصنوعات خصوصیات و پیاده سازی‌های زبان هستند.



خصوصیات

یک زبان برنامه نویسی باید تعریفی فراهم کند که کاربران و پیاده کننده‌های زبان می‌توانند از آن استفاده کنند تا مشخص کنند که رفتار یک برنامه درست است. با داشتن کد منبع: خصوصیات یک زبان برنامه نویسی چندین قالب می‌تواند بگیرد، مانند مثال‌های زیر:

تعریف صریح دستور، معناشناسی ایستا، ومعناشناسی اجرای زبان. درحالیکه دستور معمولاً با یک معناشناسی قراردادی مشخص می‌شود، تعاریف معناشناسی ممکن است در زبان طبیعی نوشته شده باشند (مثل زبان C)، یا معناشناسی قراردادی(مثل StandardML ,Scheme)
توضیح رفتار یک مترجم برای زبان(مثل C,fortran). دستور و معناشناسی یک زبان باید از این توضیح استنتاج شوند، که ممکن است به زبان طبیعی یا قراردادی نوشته شود.
پیاده سازی منبع یا مدل. گاهی اوقات در زبان‌های مشخص شده(مثل: prolog,ANSI REXX).دستور و معناشناسی صریحاً در رفتار پیاده سازی مدل موجودند.


پیاده سازی

پیاده سازی یک زبان برنامه نویسی امکان اجرای آن برنامه را روی پیکربندی مشخصی از سخت‌افزار و نرم‌افزار را فراهم می‌کند. بطور وسیع، دو راه رسیدن به پیاده سازی زبان برنامه نویسی وجود دارد. کامپایل کردن و تفسیر کردن. بطور کلی با هر بک از ابن دو روش می‌توان یک زبان را پیاده سازی کرد.

خروجی یک کامپایلر ممکن است با سخت‌افزار و یا برنامه‌ای به نام مفسر اجرا شود. در برخی پیاده سازی‌ها که از مفسر استفاده می‌شود، مرز مشخصی بین کامپایل و تفسیر وجود ندارد. برای مثال، برخی پیاده سازی‌های زبان برنامه نویسی بیسیک کامپایل می‌کنند و سپس کد را خط به خط اجرا می‌کنند.

برنامه‌هایی که مستقیماً روی سخت‌افزار اجرا می‌شوند چندین برابر سریعتر از برنامه‌هایی که با کمک نرم‌افزار اجرا می‌شوند، انجام می‌شوند.

یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند.



تاریخچه
پیشرفت‌های اولیه

اولین زبان برنامه نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن باز می‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع قرن بیستم، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و ماشین تورینگ آلن تورینگ مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان موثر است.

در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.

کامپیوترهای اوایل ۱۹۵۰، بطور خاص ÜNIVAC ۱ و IBM ۷۰۱ از برنامه‌های زبان ماشین استفاده می‌کردند. برنامه نویسی زبان ماشین نسل اول توسط نسل دومی که زبان اسمبلی نامیده می‌شوند جایگزین شد. در سال‌های بعد دهه ۵۰، زبان برنامه نویسی اسمبلی، که برای استفاده از دستورات ماکرو تکامل یافته بود، توسط سه زبان برنامه نویسی سطح بالا دیگر: FORTRAN,LISP , COBOL مورد استفاده قرار گرفت. نسخه‌های به روز شده این برنامه‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، و هر کدام قویا توسعه زبان‌های بعد را تحت تاثیر قرار دادند. در پایان دهه ۵۰ زبان algol ۶۰ معرفی شد، و بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی بعد، با ملاحظه بسیار، از نسل algol هستند. قالب و استفاده از زبان‌های برنامه نویسی به شدت متاثر از محدودیت‌های رابط بودند.



پالایش

دوره دهه ۶۰ تا اواخر دهه ۷۰ گسترش مثال‌های عمده زبان پرکاربرد امروز را به همراه داشت. با این حال بسیاری از جنبه‌های آن بهینه سازی ایده‌های اولیه نسل سوم زبان برنامه نویسی بود:

APL برنامه نویسی آرایه‌ای را معرفی کرد و برنامه نویسی کاربردی را تحت تاثیر قرار داد.
PL/i(NPL) دراوایل دهه ۶۰ طراحی شده بود تا ایده‌های خوب فورترن و کوبول را بهم پیوند دهد.
در دهه ۶۰، Simula اولین زبانی بود که برنامه نویسی شئ گرا را پشتیبانی می‌کرد، در اواسط دهه۷۰. Smalltalk به دنبال آن به

عنوان اولین زبان کاملاً شئ گرا معرفی شد.

C بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به عنوان زبان برنامه نویسی سیستمی طراحی شد و همچنان محبوب است.
Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان برنامه نویسی منطقی بود.
در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه نویسی کاربردی ایستا نوع گذاری شده پیشگام شد.

هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به شمار می‌آیند.

دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مناقشات بسیاری روی برنامه نویسی ساخت یافته به خود دیدند، و اینکه آیا زبان‌های برنامه نویسی باید طوری طراحی شوند که آنها را پشتیبانی کنند.

"ادسگر دیکسترا" در نامه‌ای معروف در ۱۹۶۸ که در ارتباطات ACM منتشر شد، استدلال کرد که دستورgoto باید از تمام زبان‌های سطح بالا حذف شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ توسعهٔ تکنیک‌هایی صورت گرفت که اثر یک برنامه را کاهش می‌داد و در عین حال بهره وری برنامه نویس و کاربر را بهبود بخشید. دسته کارت برای ۴GL اولیه بسیار کوچکتر از برنامهٔ هم سطح بود که با ۳GL deck نوشته شده بود.




یکپارچگی و رشد

دهه ۸۰ سال‌های یکپارچگی نسبی بود. C++ برنامه نویسی شئ گرا و برنامه نویسی سیستمی را ترکیب کرده بود. ایالات متحده ایدا(زبان برنامه نویسی سیستمی که بیشتر برای استفاده توسط پیمان کاران دفاعی بود) را استاندارد سازی کرد. در ژاپن و جاهای دیگر، هزینه‌های گزافی صرف تحقیق در مورد زبان نسل پنجم می‌شد که دارای ساختارهای برنامه نویسی منطقی بود. انجمن زبان کاربردی به سمت استانداردسازی ML و Lisp حرکت کرد. به جای ایجاد مثال‌های جدید، تمام این تلاش‌ها ایده‌هایی که در دهه‌های قبل حلق شده بودند را بهتر کرد.

یک گرایش مهم در طراحی زبان در دهه ۸۰ تمرکز بیشتر روی برنامه نویسی برای سیستم‌های بزرگ از طریق مدول‌ها، و یا واحدهای کدهای سازمانی بزرگ مقیاس بود. مدول-۲، ایدا. و ML همگی سیستم‌های مدولی برجسته‌ای را در دهه ۸۰ توسعه دادند. با وجود اینکه زبان‌های دیگر، مثل PL/i، پشتیبانی بسیار خوبی برای برنامه نویسی مدولی داشتند. سیستم‌های مدولی غالباً با ساختارهای برنامه نویسی عام همراه شده‌اند.

رشد سریع اینترنت در میانه دهه ۹۰ فرصت‌های ایجاد زبان‌های جدید را فراهم کرد. Perl، در اصل یک ابزار نوشتن یونیکس بود که اولین بار در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در وب‌گاه‌های دینامیک متداول شد. جاوا برای برنامه نویسی جنب سروری مورد استفاده قرار گرفت. این توسعه‌ها اساساً نو نبودند، بلکه بیشتر بهینه سازی شده زبان و مثال‌های موجود بودند، و بیشتر بر اساس خانواده زبان برنامه نویسی C بودند. پیشرفت زبان برنامه نویسی همچنان ادامه پیدا می‌کند، هم در تحقیقات و هم در صنعت. جهت‌های فعلی شامل امنیت و وارسی قابلیت اعتماد است، گونه‌های جدید مدولی(mixin، نماینده‌ها، جنبه‌ها) و تجمع پایگاه داده.

۴GLها نمونه‌ای از زبان‌هایی هستند که محدوده استفاده آنها مشخص است، مثل SQL. که به جای اینکه داده‌های اسکالر را برگردانند، مجموعه‌هایی را تغییر داده و بر می‌گردانند که برای اکثر زبان‌ها متعارفند. Perl برای مثال، با "مدرک اینجا" خود می‌تواند چندین برنامه ۴GL را نگه دارد، مانند چند برنامه جاوا سکریبت، در قسمتی از کد پرل خود و برای پشتیبانی از چندین زبان برنامه نویسی با تناسب متغیر در "مدرک اینجا" استفاده کند.




سنجش استفاده از زبان

مشکل است که مشخص کنیم کدام زبان برنامه نویسی بیشتر مورد استفاده‌است، و اینکه کاربرد چه معنی می‌دهد با توجه به زمینه تغییر می‌کند. یک زبان ممکن است زمان بیشتری از برنامه نویس بگیرد، زبان دیگر ممکن است خطوط بیشتری داشته باشد، و دیگری ممکن است زمان بیشتری از پردازنده را مصرف کند. برخی زبان‌ها برای کاربردهای خاص بسیار محبوبند. برای مثال: کوبول همچنان در مراکزداده متحد، غالباً روی کامپیوترهای بزرگ توانا است؛ fortran در مهندسی برنامه‌های کاربردی، C در برنامه‌های تعبیه شده و سیستم‌های عامل؛ و بقیه برنامه‌ها معمولاً برای نوشتن انواع دیگر برنامه‌ها کاربرد دارند. روش‌های مختلفی برای سنجش محبوبیت زبان‌ها، هر یک متناسب یا یک ویژگی محوری متفاوت پیشنهاد شده‌است:

شمارش تعداد تبلیغات شغلی که از آن زبان نام می‌برند.
تعداد کتاب‌های آموزشی و شرح دهندهٔ آن زبان که فروش رفته‌است.
تخمین تعداد خطوطی که در آن زبان نوشته شده اند- که ممکن است زبان‌هایی را که در جستجوها کمتر پیدا می‌شوند دست کم گرفته شوند.
شمارش ارجاع‌های زبان(برای مثال، به اسم زبان) در موتورهای جستجوهای اینترنت.

طبقه بندی‌ها هیچ برنامه غالبی برای دسته بندی زبان‌های برنامه نویسی وجود ندارد. یک زبان مشخص معمولاً یک زبان اجدادی ندارد. زبان‌ها معمولاً با ترکیب المان‌های چند زبان پیشینه بوجود می‌آیند که هربار ایده‌های جدید درگردشند. ایده‌هایی که در یک زبان ایجاد می‌شوند در یک خانواده از زبان‌های مرتبط پخش می‌شوند، و سپس از بین خلاهای بین خانواده‌ها منتقل شده و در خانواده‌های دیگر ظاهر می‌شوند.

این حقیقت که این دسته بندی ممکن است در راستای محورهای مختلف انجام شوند، این وظیفه را پیچیده تر می‌کند؛ برای مثال، جاوا هم یک زبان شیءگرا(چون به برنامه نویسی شیءگرا تشویق می‌کند) و زبان همزمان(چون ساختارهای داخلی برای اجرای چندین جریان موازی دارد) است. پایتون یک زبان اسکریپتی شیءگراست.

در نگاه کلی، زبان‌های برنامه نویسی به مثال‌های برنامه نویسی و یک دسته بندی بر اساس محدوده استفاده تقسیم می‌شوند. مثال‌ها شامل برنامه نویسی رویه‌ای، برنامه نویسی شیءگرا، برنامه نویسی کاربردی، وبرنامه نویسی منطقی؛ برخی زبان‌ها ترکیب چند مثالند. یک زبان اسمبلی مثالی از یک مدل مستقیم متضمن معماری ماشین نیست. با توجه به هدف، زبان‌های برنامه نویسی ممکن است همه منظوره باشند، زبان‌های برنامه نویسی سیستمی، زبان‌های اسکریپتی، زبان‌های محدوده مشخص، زبان‌های همزمان/ گسترده(و یا ترکیب اینها). برخی زبان‌های همه منظوره تا حد زیادی برای اهداف آموزشی طراحی شده‌اند.

یک زبان برنامه نویسی ممکن است با فاکتورهای غیر مرتبط به مثال‌های برنامه نویسی دسته بندی شود. برای مثال، غالب زبان‌های برنامه نویسی کلمات کلیدی زبان انگلیسی را استفاده می‌کنند، در حالیکه تعداد کمی این کار را نمی‌کنند. سایر زبان‌ها ممکن است براساس داخلی بودن یا نبودن دسته بندی شوند.
ساعت : 2:38 am | نویسنده : admin | گرافیکسولوژی | مطلب قبلی
گرافیکسولوژی | next page | next page