آداب عزاداری
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.







۱) سیاهپوشی :

از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .






۲) تسلیت گویی :

اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.

(سفینةالبحار، ج۲، ص۱۸۸ )

* این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.

* امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد .

(مستدرک الوسایل،ج۲،ص۲۱۶)






۳) تعطیلی کار در روز عاشورا :

امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود.

(امالی شیخ صدوق ، ص۱۲۹)






۴) زیارت و زیارت خوانی :

علقمة بن حضرمی از امام باقر (علیه السلام ) در خواست نمود که مرا دعایی تعلیم بفرما که از راه نزدیک یا دور و از خانه ام در این روز (روز عاشورا ) بخوانم .

امام فرمودند : ای علقمه ! هرگاه خواستی (دعا بخوانی ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن این زیارت (عاشورا ) را بخوان .

پس اگر تو این زیارت را بخوانی ، دعا کرده ای به آنچه که ، ملائکه برای زائر حسین (علیه السلام ) دعا می کنند و خداوند صد هزار هزار درجه برای تو بنویسد و مثل کسی هستی که با حسین (علیه السلام ) شهید شده باشد تا مشارکت کنی ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوی مگر در جمله شهیدانی که شهید شده اند با آن حضرت و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین (علیه السلام ) را از روزی که شهید شده است .

(مصباح المتهجد ، ص۷۱۴)

اگر می توانید زیارت عاشورای معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانید و اگر وقت ندارید برای صد لعن و صد سلام ، زیارت عاشورای غیر معروفه را که در اجر و ثواب با زیارت معروفه یکسان است ، هر روز بخوانید. (هر دو زیارت در مفاتیح الجنان هست.)






۵) تباکی و گریستن :

در حدیث قدسی آمده که خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرموند : ای موسی ! هر یک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (روز عاشورا) گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد و بر مصیبت سبط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعزیت گوید همواره در بهشت خواهد بود. (مستدرک سفینه البحار، ج۷، ص۲۳۵)






۶) برگزاری مجالس عزاداری :

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مجلس گرفتن شما را من دوست می دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بدارید . خداوند رحمت کند کسی که امر ما را زنده بدارد. (وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۲۳۵)






۷) نماز جماعت ظهر عاشورا :

سید الشهداء و یاران با وفای او همه کشته راه نماز شدند.از این رو در زیار ت مطلقه امام حسین خطاب به امام

می گوییم : اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر .

۱ تا ۷ سوگنامه عاشورا ، ص ۸۰ ۶۷






۸) باید مقداری از لذائذ زندگی را که از خوردن و نوشیدن و حتّی خوابیدن و گفتن بدست می آید ترک نموده ( مگر آن که لازم باشد ) و دیدار با برادران دینی را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهد.و مانند کسی باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است .

* امام صادق (علیه السلام) : در روز (عاشورا) از کارهای لذتبخش دوری شود و آداب و سنن سوگواری بر پا گردد و تا زوال خورشید از خوردن و آشامیدن خودداری شود و بعد از آن همان غذایی خورده شود که سوگوارن می خورند.

(میزان الحکمه ، ج۸ ، ص۳۷۸۳)

یکی از علما می فرمودند : از روز ۷ محرم که آب را بر امام حسین (علیه السلام) بستند تا روز عاشورا سعی کنید آب نیاشامید، نوشیدنی های دیگر بیاشامید ولی به احترام آقا و اهل بیتش آب نیاشامید.






۹) رعایت اخلاص:

عزاداری را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعی کنیم این کارها را با نیتی خالص و برای رضای خدا انجام داده و در خلوص خود نیز صادق باشیم. زیرا کار کوچکی که با نیت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از کارهای زیادی است که خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتی اگر چندین هزار برابر باشد. و این مطلب بخوبی از عبادتهای حضرت آدم علیه السّلام و شیطان فهمیده می شود ، زیرا عبادتهای چندین هزار ساله شیطان او را از جاودانگی در آتش نجات نداد ولی یک توبه حضرت آدم علیه السّلام باعث بخشش خطا و برگزیدن او شد.

در هنگام انجام اعمال نیز باید مواظب باشد که ریاء و دوستیِ ستایش مردم در نیت او وارد نشود.






۱۰) در آخر روز عاشورا زیارت تسلیت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلی ...اصلاح حال و پذیرش عزاداری را از خداوند خواسته و از کوتاهی خود معذرت بخواهد. ۸ تا۱۰ ترجمه المراقبات ، ص۵۳ ۴۷







آداب عزاداری امام حسین(ع)

آنچه در پی می آید متن پیاده شده سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در روز پنج شنبه ۱۲ آذرماه جاری است که در آن پیرامون آداب و بایدها و نبایدهای مراسم عزاداری امام حسین(ع) سخن گفته است.

آنچه در پی می آید متن پیاده شده سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در روز پنج شنبه ۱۲ آذرماه جاری است که در آن پیرامون آداب و بایدها و نبایدهای مراسم عزاداری امام حسین(ع) سخن گفته است. وی همچنین درباره برخی کارهای ناروا و غلط در سوگواری های حسینی از جمله عمل نامناسب و ناشایست قمه زنی تذکراتی داده است. گفتنی است این مطلب از سایت درس هایی از قرآن انتخاب شده که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

در محضر مبارک امت حزب الله هستیم و در آستانه محرم .۸۹ من بیست نکته برای محرم یادداشت کردم. تذکراتی است که اگر گوش داده شود مفید است. از خودم هم نیست. یا از قرآن است یا از روایات است یا از فتوای مراجع.

یکی اینکه بانیان عزاداری اگر نذر روز خاص دارند، کاری نمی شود کرد. یعنی شکر روز تاسوعا را نمی شود عاشورا شربت داد. تاسوعا برای تاسوعا است، عاشورا برای عاشورا. اگر نذر کردید کاری نمی شود کرد. اما اگر نذر نکردید، همین طور می خواهید خرج بدهید این خرج ها را تقسیم کنید. یک مدیریت بکنید. مسئله مدیریت را قدیم فکر می کردیم برای استاندارها و فرماندارها است. اخیرا متوجه شدیم که حتی کوچک ترین چیز مدیریت می خواهد.

مثلا این خلبان های هواپیماهای مسافربری دو تا خلبان دارد. شکمشان مدیریت دارد. یعنی اگر این کتلت می خورد و گوشت می خورد باید او نان و پنیر بخورد. چون اگر هر دو کتلت بخورند، دو تا خلبان، یک وقت گوشت مسموم باشد، حال هر دو خلبان به هم می خورد، هواپیما پایین می افتد. یعنی شکم هم مدیریت می خواهد.

چه غذایی و چه ساعتی خورده شود. تمام بیماری ها را نمی گویم. اما بخشی از بیماری ها به خاطر این است که ما در غذا خوردن مدیریت نداریم. صبح بلند می شود می گوید: به نظرم سردی ام کرده. چای دارچین می خورد. بعد می گوید: گرمم شد، خیار می خورد. دو مرتبه می گوید: سردم شد، زنجیل می خورد. باز می گوید: گرمم شد، کاهو می خورد. باز می گوید: گرمم شد هندوانه می خورد. درحالی که اگر هیچ چیزی نخورد، خوب می شود.






مدیریت در مراسم عزاداری

مسائل عزاداری هم مدیریت می خواهد. یک مرتبه همه می خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر امام حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ می گوید نه پدران ما ساعت یازده بیرون می رفتند، آقا پدران شما اشتباه می کردند. بی وقت در خیابان طبل می زدند مردم اذیت می شدند.

امام صادق به یک نفر گفت: چرا خانه ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی ات خوب است، یک خانه بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در این خانه بوده اند. گفت: اگر پدر و جد تو کار خلاف کرد، تو هم باید کار خلاف بکنی؟ پدر و جدت نداشتند. تو که وضعت خوب است!!

بنابراین در اینکه کی بازار برویم، کی در خیابان برویم. چه طبلی استفاده کنیم باید مدیریت شود. مثلا گاهی نگاه می کنی جمعیت خیلی نیست اما اینقدر طبل است که شهر را تکان می دهد. من نمی گویم طبل نباشد، می گویم باید تناسبی باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل ها با مقدار جمعیت، همین طور چند تا طبل برمی دارند می زنند و نه شعری، نه مرثیه ای، نه سخنرانی ای، نه گریه ای، نه آدمی، همین طور فقط هی طبل می زنند. اینها کارهایی است که امام حسین دوست ندارد. مردم آزاری است. من از بیان امام(ره) شنیدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاری باشد، گناه است. قرآن خواندن این طور است تا چه برسد به طبل!

نذرهای شما اگر نذرهای خاصی نیست، تقسیم کنید. حالا دهه دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهید. اینقدر غذا نفله می شود، چون همه نذر کردند روز عاشورا بدهند. شما مگر نمی خواهی به امام حسین هدیه کنی، بگو: حسین جان من سه روز بعد از شهادت پلو می دهم. آبگوشت می دهم. ثوابش برای تو. امام حسین هر وقت به ایشان هدیه کنی می پذیرد. چه عاشورا، چه غیر عاشورا. البته باید عاشورا حماسه اش سر جایش باشد. روز عاشورا فرق می کند. اما نه به مقداری که غذاها حرام شود. آیت الله العظمی مکارم می فرمود: حاجی هایی که روز عید قربان مکه گوسفند می کشند، اگر گوشتش حرام می شود، به ایران تلفن کنند، کسی برایشان بکشد. البته حالا امسال گفتند، گوسفندها را به پاکستان فرستادند. به هر حال اسراف حرام قطعی است. اگر کسی روز خاصی را نذر نکرده تقسیم کند.

مجالس هم همین طور است. یکی دهه اول، یکی دهه دوم، یکی دهه سوم، به هر حال یک طوری نباشد یک شب همینطور قدم به قدم تکیه، بعد از یک هفته هیچی، مثل سیل یکبار می آید و می ایستد. این باران نم نم اثرش بیشتر است.






بایدها و نبایدهای عزاداری

در مجالس باید چند تا اصل مراعات شود:

۱) احیای امر اهل بیت. حدیث داریم در مجالس عزاداری «احیوا أمرنا» (بحارالانوار/ج۱/ص۲۰۰) یعنی امور ما اهل بیت باید زنده باشد. این آقا که بالای منبر رفت، این شعار را که خواند چه چیزی زنده شد؟ آیه ای تفسیر شد؟ تاریخ کربلا مطرح شد؟ موعظه ای شد؟ چه مطرح شد؟ این شاعر این شعری که خواند مردم چقدر رشد کردند؟ بعضی شعرها در شأن اهل بیت نیست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچه اش می گوید: دورت بگردم. چشمات کمونه، ابروت کمونه، قدت قشنگه، آیا مثلاً ابالفضل این است؟! شعری که خوانده می شود باید در آن رشد باشد. منبری باید حرف هایش رشد داشته باشد.

پس اول زنده شدن امور اهل بیت. باید کاری کنیم که اهل بیت زنده شوند و حرفشان، فکرشان، فرهنگشان احیا شود.






۲) معرفت و بصیرت. آدم در جلسه که می آید اگر با سیزده آمد، وقتی از حسینیه برمی گردد باید نمره اش ۱۴ باشد، پانزده باشد. بگوید: یک چیزی فهمیدیم که تا حالا نشنیده بودیم. حدیث داریم هرکس مسجد می رود باید هشت تا چیز بدست بیاورد. یکی از این هشت تا این است: «و علما مستطرفا» (بحارالانوار/ ج۷۵/ص۱۰۸) «مستطرف» یعنی تازه، هر کس مسجد می رود باید حرف تازه یاد بگیرد، یعنی چه؟ یعنی باید پیشنماز هر روز مطالعه کند. شما اگر پای تلویزیون دیدی از من استفاده نمی کنی خاموش می کنی، یک کانال دیگر می روی. «و علما مستطرفا» علم تازه، معرفت تازه باید معرفت و بصیرت باشد.






۳) باید عشق آفرین باشد. عشق آفرین، یعنی باید مطالبی که گفته می شود، عشق مردم را به امام حسین بیشتر کند.






۴) تعلیم احکام؛ اینها باید یک تابلو شود تا در همه هیئت ها بزنند. یعنی باید هر منبری یک فقه هم بگوید. چون خیلی وقت ها کارهای ما اشکال دارد.

امام حسین وقتی کربلا آمد، زمین کربلا را خرید. چرا؟ به خاطر مسأله فقهی. فرمود: زمین مردم است. من در زمین مردم نمی خواهم شهید بشوم و نباید خون من در زمین غصبی ریخته شود. زوارها که زیارت من می آیند، پا در زمین مردم نگذارند. ببین امام حسین زمین کربلا را خرید که مسائل فقهی مراعات شود.

در کوفه و شام به زینب کبری صدقه دادند. فرمود: صدقه به سید حرام است. یعنی چه؟ یعنی در اوج کارها باید مواظب مسائل شرعی بود. صدقه حرام است. می شود به دیوار مسجد میخ کوبید؟ باسمه تعالی نه! حرام است. می خواهیم سیاه پوش کنیم، نکن. سیاه پوش مستحب است اما خراب کردن دیوار مسجد حرام است.

خدا دکتر بهشتی را رحمت کند. من خدمت این شهید مظلوم بودم. از چند تا کشور آمده بودند با ایشان صحبت می کردند. از کشورهای مختلف صحبت می کردند، یک مرتبه گفت: آقایان الآن وقت نماز است. با اجازه! الله اکبر! نماز اول وقت. با کفش در مسجد می آییم. می خواهیم سینه بزنیم. این کار را نکنید. من می خواهم گوسفند بکشم، شتر بکشم در خیابان. آقا شتر بکش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خیابان؟ این شتر رم می کند. گاو و گوساله رم می کند. خونش می ریزد. اگر بارندگی شود، این آب با خون مخلوط می شود. کفش مردم نجس می شود. در مسجد می روند، در حسینیه می روند، در خانه هایشان می روند، کشتن شتر کار خوبی است. اما وسط خیابان کار خوبی نیست. هرچیزی در جایی. شما اگر چای را در آفتابه بکنی، هیچکس نمی خورد. هم شربت خوب است، هم لیوان خوب است. یعنی باید کارهای ما در ظرف خودش باشد. شتر کشتن، گوسفند کشتن کار خوبی است اما وسط راه کشتن کار خوبی نیست. یک جای دیگر بکشید وسط راه نباشد.






۵) پاسخ به شبهات، یک سری شبهه پیش می آید. شبهه می کنند و این شبهه ها را باید جواب داد.

الآن این وهابی ها راجع به عزاداری می گویند: عزاداری کجای قرآن نوشته است؟ این وهابی ها باید قرآن را بلد باشند. مسلمان که هستند. قرآن در سوره «اذا الشمس کورت» (تکویر/۱) آنگاه که خورشید نورش گرفته شد. «و اذا النجوم انکدرت» (تکویر/ ۲) نور ستاره ها گرفته شد. خورشید درهم پیچیده شد. چه شد، چه شد، چه شد بعد می گوید در آن روز می پرسند این دختر زنده را چرا در گور کردی؟ مسلمان ها که دختر در گور نمی کردند. مشرکین دختر زنده را در گور می کردند. دختر را ننگ می دانستند. قرآن برای دختر مشرک هم روضه خوانده است. گفته: «بای ذنب قتلت» (تکویر/۹) به چه گناهی این را کشتید؟ ببینید دختر مسلمان نیست. پدرش مشرک است. دختر هم مشرک است. اما چون مظلوم است، خدا برای مظلوم آیه آورده است.

اگر کسی مظلوم بود باید کمکش کنیم.گول خورده هایی که گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! اینها با قرآن آشنا نبودند. غزه و لبنان که مسلمان هستند. ما می گوییم: حتی اگر آن طرف کره زمین به یک دختر کافری ظلم شد، ما باید از این طرف دنیا به نفع او شعار بدهیم. به چه دلیل؟ به دلیل «اذا الشمس کورت» خداوند برای دخترانی که در جاهلیت زنده در گور می رفتند روضه خوانده است.

«قتل اصحاب الاخدود» (بروج/۴) «اخدود» خد یعنی گودی. یک گودی درست کردند، مؤمنین را در گودی ریختند و سوزاندند و نشستند لب گودی و تماشا کردند. مؤمنین سوختند و اینها تماشا کردند. قرآن می گوید: مرگ بر شما که مؤمنین را زنده زنده سوزاندید.

در سوره بروج خداوند برای مؤمنینی که به ناحق از بین رفتند روضه خوانده است. این وهابی ها به ما می گویند: چرا عزاداری می کنید؟ خودشان پدرشان که می میرد و می برند زیر خاک می کنند. من نمی دانم مثلاً فرض کنید که شما چطور یک مرغ مرده را زیر خاک می کنید و هیچ گریه نمی کنید. این مادرش و پدرش مرده زیر خاک می کند، همینطور نگاه می کند.اصلاً گریه علامت این است که من عاطفه دارم. اصولاً ما دو تا چراغ داریم. عقل و عاطفه! چراغ عقل بیان است.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

یعنی آدم حرف که می زند می فهمد که طرف چقدر عاقل است. بیان، چراغ عقل است. اشک، چراغ عاطفه است. ما نمی دانیم فلانی عاطفه دارد یا ندارد. اگر دیدیم گریه می کند، پیداست عاطفه دارد. اگر دیدیم همینطور نگاه می کند، عاطفه اش مشکل دارد.گریه فطری است. گریه عقلی است. چقدر در قرآن آیه برای گریه داریم.چقدر روایات برای گریه داریم. می گویند: چرا شما از دهه محرم عزاداری می کنید؟ فقط روز عاشورا را عزاداری کنید. آدم اگر یک غریبه که مرد یک دقیقه به احترامش صبر می کند، اما اگر مادرش مرد، مغازه را می بندد. دو روز، سه روز مرخصی می گیرد. اگر خانمش، بچه هایش، همسرش اگر همه با هم از دنیا رفتند، ممکن است ده روز، بیست روز دیگر سر کار نیاید. پس باید در هر عزاداری یک شبهه ای جواب داده شود.






۶) انتقال فرهنگ کربلا به نسل نو؛ عزاداران ما پست را به بچه هایشان بدهند. مداح به بچه اش بگوید: تو بیا بخوان. رئیس هیئت به بچه اش بگوید: تو بیا رئیس هیئت شو. به چه دلیل این حرف را می زنیم؟ به دلیل حدیث. حدیث داریم وقتی می خواهی به فقیر پول بدهی، خودت نده. به بچه ات بده بگو: تو به فقیر بده. یعنی چه؟ یعنی کمک به فقرا را به نسل بعد هم منتقل کن.

می خواهی افطاری بدهی. بگو: آقاجان من امسال می خواهم به بیست نفر افطاری بدهم. تو دانشجو هستی. تو دبیرستانی هستی. تو راهنمایی هستی. من این چیزها را می خرم تو به همشاگردی هایت بگو بیایند. که این دختر شما، پسر شما سفره بیندازد و افطاری دادن را یاد بگیرد. ما داشتیم بعضی از تجاری را که سهم امام را به مرجعش می داد، بچه هایش را می آورد، می گفت: بچه ها ببینید، این آیت الله العظمی مرجع تقلید من است. من سهم امامم را دودستی تقدیم می کنم. بعد از مرگ من شما باید سهم امامتان را به مرجعتان بدهید. یعنی این سهم امام دادن، خمس دادن، انفاق، افطاری، عزاداری، این فرهنگ را به یک نسل نو هم منتقل کنیم.






۷) بهره گیری از فرصت ها و دوری از فرصت سوزی

باید از زمان بهتر استفاده کنیم و زیاد طولش ندهیم. به نظر من بهترین عزاداری، عزاداری مقام معظم رهبری است. نمازجماعت، یک ربع تا بیست دقیقه. مداح یک ربع. سخنران نیم ساعت. دوباره عزاداری و سینه زدن یک ربع، بیست دقیقه. بعد هم بیست دقیقه هم شام می دهند. یعنی همه اینها یک ساعت و نیم طول می کشد که آدم آنجا آمد هم نماز جماعت می خواند، هم سینه زده است. هم مداحی گوش داده است. هم این واعظ یک چیزی گفته یاد گرفته است، هم شام خورده است. ما از غروب چراغ را روشن می کنیم تا یک بعد از نصف شب. محتوایش چیست؟ یک نوار کاست، یک روضه پلاستیکی، روضه پلاستیکی که ثواب ندارد. اگر شهرداری هم کامپیوترها را طوری طراحی کند که یک مرتبه ظهر که می شود همه آجرهای تهران اذان بگوید، ثواب ندارد. آنکه از حلقومت اذان می گویی ثواب دارد. اذان پلاستیکی ثواب ندارد. وگرنه ما سی، چهل هزارتا تاکسی داریم، ظهر همه رادیوشان را روشن کنند، شیشه تاکسی را هم پایین بکشند، بله تهران روی هوا می رود. موج خوبی هست. کار خوبی هست. اما ثواب برای این است که خود انسان الله اکبر بگوید. پس از زمان بهتر استفاده کنیم.






۸) سهم قرآن در کنار اهل بیت فراموش نشود. از همه منبری ها بخواهید که آقا شما دراین بیست دقیقه که منبر هستید، ۵ دقیقه اش را یک آیه قرآن برای ما تفسیر کن. ۵ دقیقه اش را یک حدیث بگو. ۵ دقیقه اش را تاریخ کربلا بگو. ۵ دقیقه اش را هم روضه بخوان. شما اگر دکان سبزی فروشی رفتی، همه پولت را ریحان گرفتی، همه پولت را تره گرفتی، همه پولت را ترب گرفتی به تو ایراد می گیرند. ما همه چیزی نیاز داریم. آدم هرچه پول دارد لحاف کرسی بخرد. هرچه پول دارد مس بخرد. هرچه پول دارد طلا بخرد. این مدیریت نیست. باید طوری باشد برنامه ها جامع باشد که انسان با کلام خدا آشنا شود. با کلام پیغمبر و اهل بیت آشنا شود، با تاریخ کربلا آشنا شود. اینها باید برنامه ریزی شود. البته بعضی جاها هست، الحمدالله! خیلی جاها هستند که دقت می کنند. سهم قرآن فراموش نشود.






۹) از متن مقتل خوانده شود. این دیگر برای روحانیون است. مقام معظم رهبری درایام عاشورا یک روز نمازجمعه آمدند. مقتل را باز کردند از روی مقتل می خواندند و توضیح می دادند. چه اشکالی دارد؟ حدیث را هم از روی کتاب بخوانید. خدا آیت الله العظمی گلپایگانی را رحمت کند. ایشان وقتی منبر می رفت، سالی چند منبر برای مردم می رفت. کتابش را باز می کرد، از رویش می خواند و تفسیر می کرد. آدم شعر را از رویش بخواند چه اشکالی دارد؟ شعر و حدیث را از رو خواندن عیبی ندارد. حالا مثلا من در تلویزیون کاغذ دستم است، به نظر شما من آدم معیوبی هستم؟ چه عیبی دارد از رویش بخواند؟ مقتل را از رویش بخوانیم که معتبر است، سند داشته باشد.






۱۰) توجه به نماز اول وقت در مراسم عزاداری

از امام حسین(ع) به نفع نماز استفاده کنیم. این هم یک مسئله مهمی است. چندتا چیز برای شما بگویم، شاید نشنیده باشید. امام حسین(ع) از مکه که می خواست حرکت کند کوفه بیاید، به یک نفر گفت: تو رسماً موذن هستی! یعنی همان کاروان خودش و خواهرش یعنی کاروان امام حسین از مکه مؤذن داشتند. این یک مورد. ابوثمامه که ظهر عاشورا به امام حسین(ع) گفت: آقا ظهر شده! امام حسین دعایش کرد. عصر تاسوعا که به خیمه ها حمله کردند، امام حسین فرمود: جنگ را فردا بیندازید. امشب شب عاشورا است. من نماز را دوست دارم. «أنی أحب الصلاه » (لهوف/ ص ۸۹) من نماز را دوست دارم. ظهر عاشورا می گویند:علی اکبر اذان گفت.

امام حسین نمازش شکسته بود. چون دوم محرم رسید، دهم شهید شد. دوم تا دهم هشت روز است، مسافر هشت روزه نمازش شکسته است. نماز شکسته جمعاً سی و پنج تا، چهل تا کلمه است. دراین سی و پنج تا کلمه سی تا تیر به امام حسین رها کردند. یعنی هر یک کلمه«مالک یوم الدین» یک تیر. «ایاک نعبد» یک تیر. این یعنی چه؟آن وقت آیا می شود عزادار امام حسین نسبت به نماز، عاشق نباشد؟ مسأله نماز فراموش نشود. هم ظهر عاشورا، هم شب عاشورا، در عزاداری ها اول نماز، اول نماز، اول نماز ، اول نماز، اول نماز!






۱۱) برای مبارزه با طاغوت و ظلم و استکبار استفاده شود. به مردم بگوییم، اصلاً این که شما می گویید زیربار نمی رویم، مذاکره نمی کنیم، یعنی مبارزه با طاغوت پرچم دارش امام حسین است. یعنی زیر سم اسب می روم، اما زیر بار زور نمی روم.

مادر من فاطمه است. کسی که از فاطمه شیر خورده و در دامن فاطمه رشد کرده بله قربان به یزید نمی گوید قرآن می گوید:می دانید شما چه کسی هستید؟ شما فرزند حضرت ابراهیم هستید. «مله أبیکم ابراهیم» (حج/۸۷) آیه قرآن است.«أنا و علی بن أبی طالب أبوا هذه الامه» (بحارالانوار/ج ۶۳/ص ۸) پیغمبر فرمود: من پدر شما هستم. دخترهای ما باید بدانند مادرشان فاطمه زهرا است. پسرهای ما باید بدانند پدرشان علی بن ابی طالب است. ما یک پدر معنوی داریم. بنابر این باید احساس غرور کنیم و هرگز زیر بار نرویم.

اگر شما می خواهی وضو بگیری. یک کسی آب به شما می دهد. یک شیشه آب به شما می دهد می گوید: بیا وضو بگیر. اگر می دانی منت درآن است، اسلام می گوید:تیمم کن نماز بخوان. آبی که درآن ناز است. با آن وضو نگیر. یعنی چه؟ یعنی تو باید عزیز باشی. کسی حق ندارد سرکوفت بزند. من جهازیه تو را دادم! من پولت دادم درس خواندی. اگرکسی منت بگذارد... حتی قرآن داریم:«لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی» (بقره/ ۴۶۲) اگر کمک به کسی کردید، به زبان نیاور. به زبان بیاوری ثوابش می پرد. حتی زن به شوهر بگوید: من لباس هایت را شستم. من برایت غذا درست کردم. اجرش از بین رفت. مرد بگوید که: من برایت طلا خریدم. من تو را مشهد، عمره، کربلا بردم. چرا من می گویی؟ رزقش بوده است.

بنابر این سعی کنید من نگویید. من خرج می دهم. این هیئت رئیسش من هستم! من که آمد خدا پاک می شود. خدا شریک قبول نمی کند.

از امام حسین برای وحدت استفاده کنید. الله اکبر چه قدرتی است! هیچ قدرتی در کشور ما مثل امام حسین همه گروه ها را یکجا جمع نمی کند. درحزب ها تکه تکه می شوند. در انتخابات رئیس جمهوری، مجلس، شورای شهر تکه تکه می شوند. در سلیقه ها تکه تکه می شوند. درشغل ها تکه تکه می شوند. حتی در نماز مردم تکه تکه می شوند. یک عده این مسجد می روند، یک عده آن مسجد می روند. تنها جایی که همه پیراهن سیاه می پوشند و همه یک کلام می گویند: یا حسین عزاداری آن حضرت است امام حسین توانست یک وحدتی به وجود بیاورد، از این وحدت استفاده کنیم.






۱۲) ساخت حسینیه درکنار مسجد

حسینیه نسازید مگر کنار مسجد. امام حسین بنده خدا بود. به خاطر اطاعت از خدا رفت شهید شد.

ما یک مهمان داشتیم، می گفت: در فلان روستا حسینیه ساخته اند بالای دو میلیارد تومان. حضرت عباسی امام حسین راضی است؟ ما حسینیه هایمان در سال چند شب باز است؟ کدام عاقل برای یک گونی آرد یک نانوایی درست می کند؟ چرا ما به اسم دین برای سه شب عزاداری یک حسینیه می سازیم؟ کنار مسجد یک جا بسازید که اگر جمعیت زیاد شد در حسینیه بروند. البته بخش حسینیه جدا باشد. چون گاهی وقت ها در مسجد نمی توانند بیایند، در حسینیه بروند. در حسینیه عزاداری کنند، سینه بزنند. شام بدهند. مراسمشان در حسینیه باشد. ولی این حسینیه درش به مسجد باز باشد. چند منظوره باشد یک حسینیه می سازید مستقل دور از مسجد، تازه از شب اول محرم هم خیلی جاها روضه نیست. خیلی حسینیه ها از شب پنجم، ششم شروع می شود. من حسینیه های تهران را بعضی هایش را می شناسم. نمی گویم همه. بسیاری از حسینیه های تهران در طول سال آن استفاده هایی که باید شود، نمی شود. آنوقت شما می دانید سی هزار روستا داریم مسجد ندارد؟ سی هزار روستای بی مسجد! خود امام حسین باشد چه می کند؟ حسینیه باید وصل به مسجد باشد و همچنین عباسیه، زینبیه، مهدیه، یعنی تکه تکه اش نکنیم. همه زورمان را باید روی خانه خدا بگذاریم، همه هم بنده خدا هستند. حضرت مهدی بنده خداست. پیغمبر، بنده خداست. گفتند: «عبده»، «عبده و رسوله» عبد است. محور مسجد باشد. براساس مسجد، کنار مسجد یک سالن بسازند، حسینیه که اینها به هم کمک کنند.

۱۳) توجه کنیم در عزاداری وهن شیعه نباشد. بعضی از عزاداری ها وهن شیعه است. البته حالا ممکن است، گوش ندهند من قیامتی دارم و آن آقایی هم که گوش نمی دهد قیامتی دارد. حداقل من می توانم در قیامت یقه اش را بگیرم.

یک مشت قمه زن لجوج داریم که اینها از بعضی مراجع هم فتوا گرفتند که قمه جایز است. اولا بعضی از علما می گویند: جایز نیست. مثل مقام معظم رهبری. او هم که می گوید: جایز است، قمه زدن نه واجب است نه مستحب. فوقش در فتوا می گوید: جایز است. ما می گوییم، این آقایی که اینقدر شاخ و شانه می کشد برای قمه زدن که بعضی از آقایان می گویند: جایز است، خوب احترام فتوای مراجع سر جایش. جایز است. ولی ما یک سؤال می کنیم نگفته که مستحب است. نگفته که واجب است. از این آقای قمه زن سؤال می کنیم. سهم شما (یعنی قمه زن) در نمازجمعه چیست؟ در سال چند بار نمازجمعه می روید؟ در نماز جماعت چیست؟ سهم شما در فقرا چیست؟ سهم شما در زکات چیست؟ سهم شما برای دخترها و پسرهایی که همسر ندارند چیست؟ در ازدواج جوان های فقیر چیست؟ سهم شما در رشد علمی چیست؟ همه را خط می کشد و روز عاشورا می خواهد قمه بزند. کجای این، دین است؟ نمازجمعه مستحب، نماز جماعت مستحب، کمک به فقرا واجب، زکات واجب، ازدواج جوان ها واجب، یعنی واجبات را اعتنا نمی کنیم، و اصرار داریم که حتماً قمه بزنیم. نباید اینطور باشد که تلویزیون آمریکا، اروپا مرتب عکس و فیلم قمه زن ها را نشان بدهد، بگوید: شیعه ها، این اصول گراها، این ولایت فقیهی ها اینطور هستند. الان می دانی شیعه را به چه می شناسند؟ در کره زمین شیعه یعنی مقاومت و این به خاطر هشت سال، بسیجی های ما، ارتشی های ما، امت ما هشت سال مقاومت کردیم، بعد از این هم سید حسن نصرالله و بچه های لبنان مقاومت کردند. بعد هم غزه! به خاطر مقاومت شیعه مطرح شد. ما باور نمی کردیم اندونزی اینقدر شیعه داشته باشد. گروه گروه دارند شیعه می شوند به عنوان اینکه شیعه مظهر مقاومت است. شیعه را به مقاومت می شناسند.

حالا شما یک استکان خون روی صورتت بریزد یا نریزد. این علامت چیست؟ شما چند وقت جبهه بودی؟ در کدام خطر مقاومت کردی؟ ارزش ما به تقوا است. ارزش ما به مقاومت است. ارزش ما به علم است. ارزش ما به این اختراعاتی است که جوان های علمی ما می کنند. ایران یعنی مبتکر، ایران یعنی در همه مسابقات می رود مدال طلا می آورد. ایران یعنی روزبه روز در هر کجا حرف می زنیم مطرح می شویم. الان سی سال از انقلاب می رود، یک قمه زن به من بگوید: آقا به خاطر قمه من اسلام پیش رفت. یک نمونه بگوید، اگر اسلام پیش رفته است، به خاطر ولایت فقیه بوده است. به خاطر هشت سال مقاومت ایران بوده است. به خاطر سیدحسن نصرالله و لبنان و فلسطین و غزه و اینها بوده است. اسلام هر کجا پیش رفته است به خاطر یا علم بوده، یا ابتکار بوده، یا مقاومت بوده است. با قمه تا حالا هیچ کس پیش نرفته است.

حالا در عین حال کسی می خواهد لجبازی کند، لجبازی کند. قرآن به پیغمبر می گوید: پیغمبر تو بگو، «و ان تولوا» (بقره/۷۳۱) در قرآن «تولوا» زیاد است. یعنی بگو، یک عده هم گوش نمی دهند. کلمه «و ان تولوا» در قرآن زیاد آمده است. یعنی پیغمبر غصه نخور. تو بگو یک عده هم گوش نمی دهند. ولی من غصه می خورم، کسانی که راجع به انواع واجبات و انواع مستحبات هیچ کتابی نمی نویسند، یک مرتبه از مرجع تقلیدش نپرسیده که آقا مثلا در این کار ما چه کنیم؟ ولی راجع به قمه کتاب چاپ می کند، بروشور چاپ می کند. تبلیغ می کند. شمشیرهایشان را تیز می کنند. به قمه زن ها می گویم. بروید بالا خودتان را بکشید. بروید در سر کوه، بروید در چاه، پایین و بالا هر کاری بکنید، هیچ کس نگفته قمه واجب است. هیچ کس هم نگفته مستحب است. فوقش بعضی می گویند جایز است. ما می گوییم: تازه جایز است چند دقیقه؟ یک روز عاشورا. قمه زدن می دانید چقدر طول می کشد؟ یک دفعه چنین می کنند تمام می شود می رود. یعنی برای یک دقیقه در یک روز، تمام سال دارند فعالیت می کنند که قمه زدن را رشد بدهند. آن وقت برای واجباتی که در طول سال، در طول ماه، در طول هفته، همیشه واجب است. برای واجبات و مستحبات همیشه تلاش نیست. این کار را نکنید. وهن شیعه نباشد که تلویزیون اروپا قمه زدن ما را نشان بدهد. به ریش ما بخندند. ممکن است نماز هم بخوانیم اما به ریش ما بخندند. ما نماز می خوانیم. ولی نماز را قرآن می گوید. گفته: «اذا نودی للصلاه » (جمله/۹) وقتی «و اذا نادیتم الی الصلاه اتخذوها هزوا» (مائده/۸۵) ممکن است به اذان ما هم بخندند، منتها اذان را آیه داریم. نماز را آیه داریم. ما در واجبات فکر خنده دیگران نیستیم. اما در چیزی که نه واجب است، نه مستحب، چرا یک کاری می کنید به ما بخندند؟

۱۴) حرمت علم و عالم حفظ شود. این طور نباشد پای مداح بنشینیم عالم که می رود سخنرانی کند، از پای منبرش بلند شویم یا وقت خوب را به مداح بدهیم، وقت بد را به عالم بدهیم! حرمت علم باید حفظ شود.

۱۵) تلاوت قرآن در لابلای عزاداری توسط قاریان خوش صدا. در همه محله ها قاری خوش صدا هست. بیایند آیات شهادت را در عزاداری بخوانند. «ولنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع» (بقره/۵۵۱) «قتلوا فی سبیل الله» (آل عمران/۹۶۱) آیات جبهه و جنگ را در عزاداری خوش صدا بخواند و همینطور پخش شود، مردم راه بروند و گریه کنند. چه اشکال دارد؟ نه اینکه مداح را حذف کنیم. یعنی هم مداحی باشد و هم این آیات قرآن را در خیابان مطرح کنیم.





قرآن کریم و گریه و عزاداری برای سیدالشهداء(ع)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود ...






عزای جن و انس بر حسین(ع)

داستان ذبح شدن سالار شهیدان در صحرای کربلا از چنان عظمتی برخوردار است که تمام پیامبران پیشین را به سوگ خود نشانده است. خاتم الانبیاء پیامبراعظم(ص) نیز از لحظه ای که قنداقه حسین(ع) را به دستان مبارکش دادند تا پایان عمر شریفش بارها و بارها بر پاره تنش گریست. فاطمه زهرا سیده زنان عالمیان نیز از زمانی که نوید داشتن فرزندی به نام حسین را از پدرگرامیش و نیز صدای «اناالمظلوم» حسینش را در رحم شنید، بر مظلومی او اشک بارید. ملائکه مقرب و امامان معصوم نیز بر آن حضرت اشک ریخته اند. امام سجاد(ع) تا آخر عمر شریفش چشم از گریه برای مظلومی پدر و خاندانش برنداشت، هر آب و غذایی که درپیش رو می نهادند، اشک می ریخت. هر گوسفندی را که ذبح می کردند می گریست و می فرمود: آبش دهید. امام صادق(ع) با ورود ماه محرم خنده و تبسم بر لبان مبارکش نمی نشست. امام زمان مهدی موعود (عج) نیز بر جدش اشک می ریزد و می فرماید: «یا جداه در مصیبت تو صبح و شام ندبه می کنم و به جای اشک خون می گریم؛ «فلاندبنک صباحا و مساء ولابکین علیک بدل الدموع دما» (بحارالانوار/ ۹۸/۲۳۷ و ۳۲۰)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود، به نوحه سرایی و روضه خوانی پرداخته و چشمان خود را با درهای بهشتی گریه بر سالار شهیدان(ع) زینت می بخشند و یاد مصیبت های آن کوه صبر و استقامت را همیشه زنده نگه می دارند و با گلاب اشک، زنگار از دل می زدایند و از منظری دیگر درخت اسلام را با آب دیدگان آبیاری و مزرعه دین را از گزند خشکسالی و قحط معنویت، پاسداری می کنند. از زاویه ای دیگر می توان گفت این عزاداران حسینی بر محرومیت خود از فیض فوز در رکاب دوست با آه و ناله و به زبان حال و قال می گویند: «یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما» (بحارالانوار/ ۹۸/ ۱۸۴)

البته آسمان و زمین، کوه و صحرا، خشکی و دریا و جماد و نبات نیز به شهادت تأویل کتاب و تصریح سنت، از این قافله سعادت، عقب نمانده و چهل شبانه روز بر شهید بی کفن کربلا گریستند، چنان که بر سر بریده در تشت یحیای زکریا اشک ریختند. (همان/ ۱۳/۱۰۴)






نگهبان اشک خود باشیم

اقتضای طبیعت آدمی این است که گاه می خندد و گاه گریه می کند. خنده و گریه دو نعمت خدادادی است که در وجود هر انسانی به ودیعت نهاده شده است؛ «و انه هو اضحک و ابکی» (نجم/۴۳) لکن عملکرد انسان ها نسبت به این دو نعمت الهی همچون دیگر نعمت ها، متفاوت بوده و هست؛ عده ای راه گم کرده، دل در گرو دنیا دارند و با روکردن دنیا و لهو و لعب، خنده های مستانه تا بناگوششان هویدا می شود و با پشت کردن آن، بند دلشان پاره شده و اشک بر دامن می ریزند، چنان که گویا سدی بر دامن کوه شکسته، حال آن که خدای سبحان چنین وابستگی و دلدادگی و مباهات به دنیا و مفاخر ومظاهر آن را تکبر و تخیل می داند و این نابسامانی عملی، روحی و روانی را مذمت می کند.»

برای آنچه از دست داده اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دل بسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر و فخرفروشی را دوست ندارد. (حدید/۲۳) و امیرمؤمنان(ع) نیز تمام زهد را دربین این دو کلمه یعنی عدم تأسف بر آنچه دست رفته از شادمانی مستانه از آنچه به دست آمده، معرفی می کند:«الزهد کله بین کلمتین من القرآن قال الله سبحانه لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم و من لم یاس علی الماضی ولم یفرح بالاتی فقد اخذ الزهد بطرفیه» (نهج البلاغه/ قصار۴۳۹)

ازسوی دیگر عده ای که همیشه قدردان و شکرگزار نعمت های خدا و دلسوز عاقبت خویش اند و نگهبان اشک خود هستند و به هر روی نمی گریند؛ می سوزند و می نالند اما نه از آن رو که دنیا از آنان دل بریده بلکه بدان سبب که دست ظلم به سوی عزیزشان گشوده شده؛ چنان که یعقوب از فراق یوسف می گریست تا آن جا که دیدگان خود را نیز فدا کرد؛«قال یا أسفی علی یوسف و ابیضت عیناه من الحزن» (یوسف/۸۴)

اینان نگهبان در دیدگان شان هستند و از هدر رفتن این نعمت بزرگ پرهیز نموده و آن را ارزان نمی فروشند؛ مواظب اند که به بهایی کم تر از بهشت و رضوان الهی نفروشند، از این رو با صاحب الزمان هم نوا شده و در سلک عزاداران حسینی در آمده و بدین طریق با جهت دادن به این عصاره وجود خویش، اصالت و صداقت ایمانی خود و نیز محبت سالار شهیدان را به اثبات رسانده و چشم امید به درگاه او می دوزند و البته پاداشی عظیم نیز درانتظار آنان است. بی تردید گریه بر مظلومیت حجت خداوند، عبادتی بزرگ است که هیچ شائبه ریا و شرک درآن راهبر نیست. لذا اگر فقط یک بار نیز کسی بر مصیبت ولی خدا بگرید، خداوند رحیم، اجر او را برخود حتم نموده است؛ «من بکی او ابکی علی مصابنا و لو واحدا کان اجره علی الله» (بحار/۴۵/ ۲۵۷)

البته اگر چه هیچ گریه ای از حیث فضیلت به پای گریه برای اباعبدالله (ع) نمی رسد، لکن گریه با فضیلت، منحصر در آن نیست؛طبق روایات متعدد گریستن از خوف و خشیت خداوند، گریه هنگام تلاوت قرآن و یا دیدن و شنیدن آیات الهی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پیامبران الهی دراین زمینه بهترین الگو هستند که خداوند متعال آنان را درکتاب جاودانه اش چنین ستوده است:آنها (پیامبران) کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند، درحالی که سجده می کردند و گریان بودند.» (مریم/ ۵۸) همچون آدم (ع) که از دوری جوار پروردگار خویش می گریست وحضرت نوح که در بندگی و راز و نیاز خدا نوحه گر بود و حضرت یحیی که از ترس جهنم اشک ریزان بود.

این گونه اشک ها که در برابر عظمت و آیات خداوند جلیل ریخته می شود، نشانه ایمان و فروتنی، تواضع، عبودیت و اخلاص بنده خدا و آیتی برحق محوری و شوق مؤمنان به حقایق الهی است:«و هر زمان آیاتی را که برپیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که (از شوق) اشک می ریزد، به خاطر حقیقتی که دریافته اند آنها می گویند:پروردگارا! ایمان آوردیم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس» (مائده/ ۸۳)

نتیجه آن که در آخرت میوه این اخلاص خود را می چینند و به فرموده امام صادق (ع) ایمنی از عذاب روز قیامت، پاداش گریه های صادقانه است؛ آن حضرت می فرماید:« هرچشمی روز قیامت گریان است، مگر سه چشم، چشمی که از حرام های خدا فروبسته شود، چشمی که در طاعت خدا شب را به سحر رساند و چشمی که در دل شب از خشیت خدا بگرید.» (کافی/ ۲/۴۸۲)

آری اگر انسان بداند که اشک، چه در گرانبهایی است و چه قدر انسان را در پرواز به سوی کمال مطلق سبک بال می کند و در مسیر محبت یگانه پروردگار عالمیان بر خضوع و خشوع انسان می افزاید:«آنها (بی اختیار) به زمین می افتند و گریه می کنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می افزاید» (امراء/۱۰۹) به یقین بر دیدگان خویش از نگهبانی وظیفه شناس بیشتر مواظبت می کند و می کوشد که آب دیدگانش را در رودی که به دریای رحمت خدا منتهی می شود سمت و سو دهد.






اشک و گناه؛ آب و آتش

آدمی دشمن قسم خورده ای همچون ابلیس لعین دارد که از هر راهی که بتواند تلاش می کند بندگان خدا را از عبودیت و نیل به کمالات الهی باز دارد و به عذاب ابدی گرفتار سازد: «سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها به سراغشان می روم و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!»(اعراف/ ۱۷)

اما پروردگاری که رحمان و رحیم است و رحمت کردن به بندگانش را بر خودش واجب کرده؛ (اعراف/۱۷) علاوه بر این که عقل و نفس لوامه به انسان عطا کرده و هزاران پیامبر و رسول و امام و راهبر دینی برای هدایت ارسال داشته تا یکی از درون و دیگری از بیرون بندگانش را به راه راست هدایت کنند، راه های بی شماری نیز برای بازگشت و شمول رحمتش در پیش پای بندگانش نهاده است و شاید به همین دلیل باشد که فرموده: مکر و حیله شیطان ضعیف است؛(نساء/۷۶) و البته بدیهی است که کید شیطان در برابر دریای رحمت پروردگار ناچیز است که هنگام گسترش آن در قیامت حتی خود شیطان نیز در رحمت او طمع می کند. همچنین ورودی های شیطان در برابر سد اخلاص مومنان و یا خروجی هایی که خداوند برای مومنان مقدر کرده است تا آن ها را بیامرزد، ناچیز است.

از جمله این راه هایی که غبار از دل گناهکاران می زداید و به آن ها حیاتی تازه بخشیده و متوجه خالق خویش می سازد، گریستن از روی آگاهی و پشیمانی از کردار ناصواب است: «پس آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! این، جزای کارهایی است که انجام می دادند.»(توبه/۸۲) تردیدی نیست که اگر این گریستن با اهدافی عالی تر همچون گریه بر سالار شهیدان همراه گردد، به آمرزش الهی نزدیک تر خواهد بود.

آری قطره های اشک برای عطشان کربلا، دریایی از غضب خدا را فرو می نشاند و نظر لطف خدا و دست آمرزش او را متوجه ناشایسته های اعمال می کند؛ امام رضا(ع) می فرماید: «من بکی علی مصاب جدی الحسین(ع) غفرالله له ذنوبه البته» (بحار/ ۴۵/۲۵۷) و به فرموده صادق آل محمد(ع) هیچ بنده ای نیست، مگر آن که روز قیامت گریان است به جز گریه کنندگان بر جدم حسین(ع) که در این صورت چشم روشن محشور می شوند.»






آسمان نیز گریست

قافله هستی در مصیبت لب عطشان کربلا عزادار و گریان است و زهی سعادت که انسان با این قافله محبت همراه و همراز شود. به شهادت روایات متعدد از اهل بیت عصمت(ع)، آسمان و زمین و هر جماد و نباتی بر امام حسین(ع) گریسته است. پیش از آن که به بیان برخی از این روایات بپردازیم لازم است، امکان گریه آسمان و زمین از دیدگاه قرآن کریم بررسی می گردد.

قرآن کریم درباره فرعونیان و ظالمان می فرماید: «نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و نه به آنها مهلتی داده شد»(دخان/ ۲۹) این آیه شریفه صرفا کنایه از پستی فرعونیان و ظالمان نیست، بلکه حقیقتی را از عالم تکوین بیان می کند و آن این که گریه آسمان و زمین نیز مفهوم دارد، لکن اگر ظالمان حق گریز بمیرند و به خشم خداوند گرفتار آیند، آسمان و زمین به حال آنان نمی گریند.

آیات بسیاری شاهد آن است که هر آنچه در آسمان و زمین است، بنده خدا بوده و شعور و عبادت دارند:«آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می گویند و هر موجودی، تسبیح و حمد او می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید»، (اسراء/۴۴) «آیا ندیدی تمام آنان که در آسمان ها و زمینند برای خدا تسبیح می کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می داند»، (نور/۴۱) «تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، جز بنده وار به سوی خدای رحمان نمی آید» (مریم/۹۳).

البته بدیهی است که شعور و عبادت هر موجودی متناسب خلقت و شأن و رتبه خویش است و همچنان که عبادت، نماز و تسبیح در همه آنان یکسان نیست، گریه آنان نیز متفاوت است: «گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده سپس هدایت کرده است.»(طه/۲۰)

بنابراین نفی گریه آسمان و زمین بر فرعونیان در آیه شریفه، شاهد آن است که گریه آسمان و زمین معنا و حقیقت دارد، و روایات متعددی از اهل عصمت(ع) گویای گریه آسمان و زمین بر امام حسین(ع) و حضرت یحیی(ع) است.

در روایتی آمده است که یکی از دشمنان خدا و رسولش، با امیرالمؤمنین(ع) مواجه شد و گویا به قصد طعنه، آیه فوق را خواند: «فما بکت علیهم السماء و الأرض و ما کانوا منظرین» در این هنگام امام حسین(ع) از آن جا می گذشت، حضرت به امام حسین(ع) اشاره کرد و فرمود: «لکن او کسی است که آسمان و زمین حتماً بر او خواهند گریست» پس بی درنگ فرمود: «و آسمان و زمین بر هیچ کس نگریسته است، مگر بر یحیی فرزند زکریا و حسین بن علی(ع)» (بحار/۱۴/۱۶۷)

از امام زمان(عج) نیز نقل شده است که حضرت در ضمن حدیثی طولانی فرمود: «حضرت یحیی(ع) نیز ذبح شد همچنان که امام حسین(ع) ذبح شد و آسمان و زمین نگریست، مگر برای آن دو» (تفسیر نورالثقلین/۴/۶۲۸)

از امام صادق(ع) نیز چندین روایت مشابه وارد شده است که در یکی از این روایات حضرت فرمود: «بکت السماء علی الحسین(ع) اربعین یوماً بالدم؛ (همان و نیز بحار/۴۵/۲۱۵) آسمان بر حسین(ع) چهل روز خون گریست» لکن مقصود از گریه خونین آسمان ممکن است طلوع و غروب همراه با سرخی خاص و خارق العاده باشد که در شهادت حضرت رخ داده است کما این که در حدیث دیگری راوی از امام صادق(ع) می پرسد؛ مقصود از گریه آسمان چیست؟ حضرت فرمود: «با سرخی طلوع می کرد و با سرخی غروب می نمود» (تفسیر نورالثقلین/ ۴/۶۲۸، بحار/۱۳/۱۰۴)

به هر روی از گفته های اندک و ناگفته های بسیار چنین برمی آید که قافله هستی، امام حسین و کربلا را می شناسد، و مفهوم لب عطشانی و خنجر و نی را می فهمد و می داند چه کسی، با چه شرایطی و به دست چه کسانی و با چه وضعیتی به شهادت رسید و صد البته اگر کسی مفهوم این واژه های غریب را بداند، خوددار اشک خویش نخواهد بود.






اشک و محبت

قرآن کریم برعصمت، پاکی و طهارت اهل بیت(ع) و به تبع آن بر وجوب تبعیت و اطاعت از آنها و نیز دوست داشتن و محبت ورزی به آنها تاکید شده است تا آن جا که مودت و دوستی اهل بیت(ع) را مزد رسالت پیامبر اعظم(ص) دانسته و فرموده است: بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم) (شوری/ ۲۳) و ازسوی دیگر تردیدی نیست که گریه کردن و اشک ریختن در مصیبت کسی به خصوص اگر ادامه دار و دایمی باشد، نشانه دوستی و محبت به او است.

به تعبیر دیگر به یقین محب، طاقت دیدن یا شنیدن مصائب محبوبش را ندارد وبا دیدن یا شنیدن آن، دلش شعله ور شده و می گرید؛ چنان که در روایات نیز شادی شیعیان و پیروان ائمه(ع) هنگام شادی آنها و محزون شدن شیعیان هنگام حزن آنان ازعلائم شیعیان و دوست داران شمرده شده است: (بحارالانوار/ ۱۰/۱۱۴) مسمع بن عبدالملک گوید: روزی امام صادق(ع) به من فرمودند: هیچ می شود که حسین(ع) را یاد کنی و آنچه بر او روا شده را متذکر شوی؟! عرض کردم: بله فرمود: آیا ناله و گریه هم می کنی؟! عرض کردم: آری والله، به یاد مصائبش اشک می ریزم آنقدر که اهل و عیالم اثر آن را در من می بینند و دست از غذا می کشم حتی اثر آن در سیمای من دیده می شود.

امام (ع) فرمود: خدا رحمتت کند و اجر گریه هایت را بدهد، بدان که تو از زمره کسانی هستی که بر ما می گریند و در شادی ما مسرور و در غم و ماتم ما محزون هستند، بدان که تو هنگام مرگ و احتضار، حضور پدرانم را در نزد خود مشاهده خواهی کرد و توصیه آنها به فرشته مرگ را نسبت به مدارا با تو خواهی دید و آن چه بشارت و سروری که از مشاهده آنان به تو می رسد نیکوتر خواهدبود و فرشته مرگ بر تو از مادری مهربان، مهربان تر خواهدبود.

تا اینکه حضرت فرمود: هیچ کس از روی مهر و محبت و به خاطر آن مصیبت ها که بر ما رسیده است، نمی گرید مگر آن که قبل از آن که اشک او خارج شود، رحمت خدا شامل حالش می گردد و هنگامی که اشکش بر گونه های او می غلطد، اگر قطره ای از آن بر جهنم بچکد، حرارتش را فرو می نشاند تا آنجا که گرمی برآن یافت نمی شود. مسمع گوید حضرت فضایل بسیاری برای گریه بر امام حسین و اهل بیت(ع) فرمود تا اینکه فرمود: هیچ چشمی برما نمی گرید مگر آنکه دیدن کوثر بر آن دیده نعمت داده می شود و از کوثر همراه دوستان ما می نوشد. وسائل/ ۱۴/۵۰۷)
3:56 am
کاربرد برنامه نویسی

زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده‌ها، و عملیات یا تبدیل‌هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می‌کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می‌کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده‌ترین عناصر موجود بیان می‌شوند(مفاهیم ابتدایی نامیده می‌شوند).





زبان‌های برنامه نویسی با غالب زبان‌های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان‌های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان‌ها، نویسندگان و گویندگان می‌توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه‌ها "دقیقاً آنچه که به آنها گفته شده را انجام می‌دهند." و نمی‌توانند "بفهمند" که نویسنده دقیقاً چه کدی مد نظر نویسنده بوده‌است] البته امروزه برنامه‌هایی برای انجام این کار تولید شده‌اند و تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است[. ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار خروجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می‌کند. برنامه‌های یک رایانه ممکن است در یک فرایند ناپیوسته بدون دخالت انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این حالت "دستور"ها همان برنامه‌ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند.به زبانی که برای دستور دادن به برنامه‌ای استفاده می‌شود، زبان اسکریپت می‌گویند. بسیاری از زبان‌ها کنار گذاشته شده‌اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده‌اند، با برنامه‌های دیگر ترکیب شده‌اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده‌است. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای طراحی یک زبان رایانه" کامل" شده‌است که تمام اهداف را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان‌های رایانه‌ای گسترده از گستردگی زمینه‌هایی که زبان‌ها استفاده می‌شوند، ناشی می‌شود:

محدوده برنامه‌ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم‌های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است
توانایی برنامه نویس‌ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه‌ای‌هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می‌آیند.
برنامه‌ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم‌ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه‌ها متناسب نگه دارند.
برنامه‌ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل‌ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند.
در نهایت، برنامه نویس‌ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند.

یک سیر رایج در گسترش زبان‌های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان‌های برنامه نویسی اولیه به سخت‌افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان‌های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده‌اند، ویژگی‌هایی به برنامه‌ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده‌هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت‌افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس‌ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده‌اند، برنامه‌های آنها می‌تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می‌دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. "پردازنده‌های زبان طبیعی" به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان‌های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده‌اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. "ادسگر دیجسترا" موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان "احمقانه" رد کرد، "آلن پرلیس" نیز مشابها این ایده را رد کرد. مطابق با متدولوژی نامتجانس استفاده شده توسط langpop.com در سال ۲۰۰۸، ۱۲ زبان پرکاربرد عبارتند از: C, C++, C#, Java, JavaScript, Perl, PHP, Python, Ruby, Shell, SQL, and Visual Basic.



المان‌ها
تمام زبان‌های بزنامه نویسی تعدادی بلوک‌های ابتدایی برای توضیح داده و پردازش یا تبدیل آنها(مانند جمع کردن دو عدد با انتخاب یک عضو از یک مجموعه)دارند. این " عناصرابتدایی" بوسیله قوانین معناشناسی و دستوری تعریف می‌شوند که ساختار و معنای مربوطه را توضیح می‌دهند.
دستور(
syntax)

فرم سطحی یک زبان برنامه نویسی دستور آن نامیده می‌شود. غالب زبان‌های برنامه نویسی کاملاً متنی اند؛ و از دنبالهٔ متون شامل کلمات، اعداد، نشانگذاری، بسیار شبیه زبان نوشتاری طبیعی استفاده می‌کنند. از طرف دیگر، برنامه‌هایی نیز وجود دارند که بیشتر گرافیکی اند، و از روابط بصری بین سمبل‌ها برای مشخص کردن برنامه استفاده می‌کنند. دستور یک زبان ترکیبات ممکن سمبل‌ها برای ایجاد یک برنامهٔ درست را از نظر دستوری مشخص می‌کند. معنایی که به یک ترکیب سمبل‌ها داده می‌شود با معناشناسی اداره می‌شود(قراردادی یا نوشته شده در پیاده سازی منبع). از آنجا که اغلب زبان‌ها متنی هستند، این مقاله دستور متنی را مورد بحث قرار می‌دهد.

دستور زبان برنامه نویسی معمولاً بوسیله ترکیب عبارات معین(برای ساختار لغوی) و فرم توضیح اعمال(برای ساختار گرامری) تعریف می‌شوند. متن زیر یک گرامر ساده، به زبان lisp است: expression ::= atom | list atom ::= number | symbol number ::= [+-]?['۰'-'۹']+ symbol ::= ['A'-'Za'-'z'].* list ::= '(' expression* ')' این گرامر موارد ذیل را مشخص می‌کند:

یک عبارت یا atom است و یا یک لیست
یک atom یا یک عدد است و یا یک سمبل
یک عدد دنباله ناشکسته‌ای از یک یا تعداد بیشتری اعداد دهدهی است، که یک علامت مثبت و یا منفی می‌تواند پیش از آن بیاید.
یک سمبل حرفی است که بعد از هیچ یا تعدادی کاراکتر (جز فاصله) می‌آید.
یک لیست تعدادی پرانتز است که می‌تواند صفر یا چند عبارت در خود داشته باشد.

"۱۲۳۴۵"، "()"، "(a b c۲۳۲ (۱))" مثال‌هایی هستند از دنباله‌های خوش فرم در این گرامر.

همه برنامه‌هایی که از لحاظ دستوری درست هستند، از نظر معنا درست نیستند. بسیاری از برنامه‌های درست دستوری، بد فرم اند، با توجه به قوانین زبان؛ و ممکن است (بسته به خصوصیات زبان و درست بودن پیاده سازی) به خطای ترجمه و یا استثنا(exception) منتج شود. در برخی موارد، چنین برنامه‌هایی ممکن است رفتار نامشخصی از خود نشان دهند. حتی اگر یک برنامه در یک زبان به خوبی بیان شده باشد، ممکن است دقیقاً مطلوب نویسنده آن نبوده باشد.

به عنوان مثال در زبان طبیعی، ممکن نیست به برخی از جملات درست از لحاظ گرامری، معنای خاصی اطلاق کرد و یا ممکن است جمله نادرست باشد:

"ایده‌های بی رنگ سبز با خشم می‌خوابند."از نظر دستوری خوش فرم است ولی معنای مورد قبولی ندارد.
"جان یک مجرد متاهل است." از نظر دستوری درست است، ولی معنایی را بیان می‌کند که نمی‌تواند درست باشد.

این قسمت از زبان C از نظر دستوری درست است، اما دستوری را انجام می‌دهد که از نظرمعنایی تعریف نشده است(چون p یک اشاره گر خالی است، عمل p->real,p->im معنای خاصی ندارد.) complex *p = NULL; complex abs_p = sqrt (p->real * p->real + p->im * p->im);

گرامر مورد نیاز برای مشخص کردن یک زبان برنامه نویسی می‌تواند با جایگاهش در "سلسله مراتب چامسکی" طبقه بندی شود. دستور اغلب زبان‌های برنامه نویسی می‌تواند بوسیله یک گرامر نوع ۲ مشخص گردد، برای مثال، گرامرهای مستقل از متن.




معناشناسی ایستا
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آنها در فرمول دستوری استاندارد مشکل و یا غیر ممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله سیستم نوع گذاری انجام می‌شود.


سیستم نوع گذاری
یک سیستم نوع گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کارعموما توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذاری گویند.
زبان‌های نوع گذاری شده و بدون نوع گذاری

یک زبان نوع گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آنها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، "این متن درون گیومه قرار دارد" یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود(چک کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود.(چک کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception). حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی و یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند. در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.

در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذاری شده تلقی می‌شوند(چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.



نوع گذاری ایستا و متحرک

در نوع گذاری ایستا تمام عبارات نوع‌های خود را قبل از اجرای برنامه تعیین می‌کنند(معمولاً در زمان کامپایل). برای مثال، ۱ و (۲+۲) عبارات عددی هستند؛ آنها نمی‌توانند به تابعی که نیاز به یک رشته دارد داده شوند، یا در متغیری که تعریف شده تا تاریخ را نگه دارد، ذخیره شوند.


زبان‌های نوع گذاری شده ایستا می‌توانند با مانیفست نوع گذاری شوند یا با استفاده از نوع استنباط شوند. در حالت اول، برنامه نویس بیشتر صریحاً نوع‌ها را در جایگاه‌های منتنی مشخص می‌نویسد(برای مثال، در تعریف متغیرها). در حالت دوم، کامپایلر نوع عبارات و تعریف‌ها را بر اساس متن استنباط می‌کند. غالب زبان‌های مسیر اصلی(mainstream) ایستا نوع گذاری شده، مانند C#,C++ و Java، با مانیفست نوع گذاری می‌شوند



نوع گذاری قوی و ضعیف

نوع گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.

نوع گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذاری قوی دارند غالباً با نام "نوع-امن" و یا امن شناخته می‌شوند. تمام تعاریف جایگزین برای "ضعیف نوع گذاری شده" به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، و یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه نویسی را پنهان می‌کنند.

قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت "قوی نوع گذاری شده" را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذاری شده‌است. بنابراین C هم قوی نوع گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذاری شده نامیده می‌شود.



معناشناسی اجرا

وقتی که داده مشخص شد، ماشین باید هدایت شود تا عملیات‌ها را روی داده انجام دهد. معناشناسی اجرا ی یک زبان تعیین می‌کند که چگونه و چه زمانی ساختارهای گوناگون یک زبان باید رفتار برنامه را ایجاد کنند.

برای مثال، معناشناسی ممکن است استراتژی را که بویسله آن عبارات ارزیابی می‌شوند را تعریف کند و یا حالتی را که ساختارهای کنترلی تحت شرایطی دستورها را اجرا می‌کنند.


کتابخانه هسته
اغلب زبان‌های برنامه نویسی یک کتابخانه هسته مرتبط دارند(گاهی اوقات "کتابخانه استاندارد" نامیده می‌شوند، مخصوصا وقتی که به عنوان قسمتی از یک زبان استاندارد ارائه شده باشد)، که به طور قراردادی توسط تمام پیاده سازی‌های زبان در دسترس قرار گرفته باشند. کتابخانه هسته معمولاً تعریف الگوریتم‌ها، داده ساختارها و مکانیزم‌های ورودی و خروجی پرکاربرد را در خود دارد. کاربران یک زبان، غالباً با کتابخانه هسته به عنوان قسمتی از آن رفتار می‌کنند، اگرچه طراحان ممکن است با آن به صورت یک مفهوم مجزا رفتار کرده باشند. بسیاری از خصوصیات زبان هسته‌ای را مشخص می‌کنند که باید در تمام پیاده سازی‌ها موجود باشند، و در زبان‌های استاندارد شده این کتابخانه هسته ممکن است نیاز باشد. بنابراین خط بین زبان و کتابخانه هسته آن از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. درواقع، برخی زبان‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که برخی از ساختارهای دستوری بدون اشاره به کتابخانه هسته قابل استفاده نیستند. برای مثالف در جاوا، یک رشته به عنوان نمونه‌ای از کلاس “java.lang.String” تعریف شده است؛ مشابها، در سمال تاک(smalltalk) یک تابع بی نام(یک "بلاک") نمونه‌ای از کلاس BlockContext کتابخانه می‌سازد. بطور معکوس، Scheme دارای چندین زیرمجموعه مرتبط برای ایجاد سایر ماکروهای زبان می‌باشد، و در نتیجه طراحان زبان حتی این زحمت را نیز تحمل نمی‌کنند که بگویند کدام قسمت زبان به عنوان ساختارهای زبان باید پیاده سازی شوند، و کدام یک به عنوان بخشی ازکتابخانه.


عمل
طراحان زبان و کاربران باید مصنوعاتی ایجاد کنند تا برنامه نویسی را در عمل ممکن سازند و کنترل کنند. مهمترین این مصنوعات خصوصیات و پیاده سازی‌های زبان هستند.



خصوصیات

یک زبان برنامه نویسی باید تعریفی فراهم کند که کاربران و پیاده کننده‌های زبان می‌توانند از آن استفاده کنند تا مشخص کنند که رفتار یک برنامه درست است. با داشتن کد منبع: خصوصیات یک زبان برنامه نویسی چندین قالب می‌تواند بگیرد، مانند مثال‌های زیر:

تعریف صریح دستور، معناشناسی ایستا، ومعناشناسی اجرای زبان. درحالیکه دستور معمولاً با یک معناشناسی قراردادی مشخص می‌شود، تعاریف معناشناسی ممکن است در زبان طبیعی نوشته شده باشند (مثل زبان C)، یا معناشناسی قراردادی(مثل StandardML ,Scheme)
توضیح رفتار یک مترجم برای زبان(مثل C,fortran). دستور و معناشناسی یک زبان باید از این توضیح استنتاج شوند، که ممکن است به زبان طبیعی یا قراردادی نوشته شود.
پیاده سازی منبع یا مدل. گاهی اوقات در زبان‌های مشخص شده(مثل: prolog,ANSI REXX).دستور و معناشناسی صریحاً در رفتار پیاده سازی مدل موجودند.


پیاده سازی

پیاده سازی یک زبان برنامه نویسی امکان اجرای آن برنامه را روی پیکربندی مشخصی از سخت‌افزار و نرم‌افزار را فراهم می‌کند. بطور وسیع، دو راه رسیدن به پیاده سازی زبان برنامه نویسی وجود دارد. کامپایل کردن و تفسیر کردن. بطور کلی با هر بک از ابن دو روش می‌توان یک زبان را پیاده سازی کرد.

خروجی یک کامپایلر ممکن است با سخت‌افزار و یا برنامه‌ای به نام مفسر اجرا شود. در برخی پیاده سازی‌ها که از مفسر استفاده می‌شود، مرز مشخصی بین کامپایل و تفسیر وجود ندارد. برای مثال، برخی پیاده سازی‌های زبان برنامه نویسی بیسیک کامپایل می‌کنند و سپس کد را خط به خط اجرا می‌کنند.

برنامه‌هایی که مستقیماً روی سخت‌افزار اجرا می‌شوند چندین برابر سریعتر از برنامه‌هایی که با کمک نرم‌افزار اجرا می‌شوند، انجام می‌شوند.

یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند.



تاریخچه
پیشرفت‌های اولیه

اولین زبان برنامه نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن باز می‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع قرن بیستم، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و ماشین تورینگ آلن تورینگ مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان موثر است.

در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.

کامپیوترهای اوایل ۱۹۵۰، بطور خاص ÜNIVAC ۱ و IBM ۷۰۱ از برنامه‌های زبان ماشین استفاده می‌کردند. برنامه نویسی زبان ماشین نسل اول توسط نسل دومی که زبان اسمبلی نامیده می‌شوند جایگزین شد. در سال‌های بعد دهه ۵۰، زبان برنامه نویسی اسمبلی، که برای استفاده از دستورات ماکرو تکامل یافته بود، توسط سه زبان برنامه نویسی سطح بالا دیگر: FORTRAN,LISP , COBOL مورد استفاده قرار گرفت. نسخه‌های به روز شده این برنامه‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، و هر کدام قویا توسعه زبان‌های بعد را تحت تاثیر قرار دادند. در پایان دهه ۵۰ زبان algol ۶۰ معرفی شد، و بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی بعد، با ملاحظه بسیار، از نسل algol هستند. قالب و استفاده از زبان‌های برنامه نویسی به شدت متاثر از محدودیت‌های رابط بودند.



پالایش

دوره دهه ۶۰ تا اواخر دهه ۷۰ گسترش مثال‌های عمده زبان پرکاربرد امروز را به همراه داشت. با این حال بسیاری از جنبه‌های آن بهینه سازی ایده‌های اولیه نسل سوم زبان برنامه نویسی بود:

APL برنامه نویسی آرایه‌ای را معرفی کرد و برنامه نویسی کاربردی را تحت تاثیر قرار داد.
PL/i(NPL) دراوایل دهه ۶۰ طراحی شده بود تا ایده‌های خوب فورترن و کوبول را بهم پیوند دهد.
در دهه ۶۰، Simula اولین زبانی بود که برنامه نویسی شئ گرا را پشتیبانی می‌کرد، در اواسط دهه۷۰. Smalltalk به دنبال آن به

عنوان اولین زبان کاملاً شئ گرا معرفی شد.

C بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به عنوان زبان برنامه نویسی سیستمی طراحی شد و همچنان محبوب است.
Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان برنامه نویسی منطقی بود.
در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه نویسی کاربردی ایستا نوع گذاری شده پیشگام شد.

هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به شمار می‌آیند.

دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مناقشات بسیاری روی برنامه نویسی ساخت یافته به خود دیدند، و اینکه آیا زبان‌های برنامه نویسی باید طوری طراحی شوند که آنها را پشتیبانی کنند.

"ادسگر دیکسترا" در نامه‌ای معروف در ۱۹۶۸ که در ارتباطات ACM منتشر شد، استدلال کرد که دستورgoto باید از تمام زبان‌های سطح بالا حذف شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ توسعهٔ تکنیک‌هایی صورت گرفت که اثر یک برنامه را کاهش می‌داد و در عین حال بهره وری برنامه نویس و کاربر را بهبود بخشید. دسته کارت برای ۴GL اولیه بسیار کوچکتر از برنامهٔ هم سطح بود که با ۳GL deck نوشته شده بود.




یکپارچگی و رشد

دهه ۸۰ سال‌های یکپارچگی نسبی بود. C++ برنامه نویسی شئ گرا و برنامه نویسی سیستمی را ترکیب کرده بود. ایالات متحده ایدا(زبان برنامه نویسی سیستمی که بیشتر برای استفاده توسط پیمان کاران دفاعی بود) را استاندارد سازی کرد. در ژاپن و جاهای دیگر، هزینه‌های گزافی صرف تحقیق در مورد زبان نسل پنجم می‌شد که دارای ساختارهای برنامه نویسی منطقی بود. انجمن زبان کاربردی به سمت استانداردسازی ML و Lisp حرکت کرد. به جای ایجاد مثال‌های جدید، تمام این تلاش‌ها ایده‌هایی که در دهه‌های قبل حلق شده بودند را بهتر کرد.

یک گرایش مهم در طراحی زبان در دهه ۸۰ تمرکز بیشتر روی برنامه نویسی برای سیستم‌های بزرگ از طریق مدول‌ها، و یا واحدهای کدهای سازمانی بزرگ مقیاس بود. مدول-۲، ایدا. و ML همگی سیستم‌های مدولی برجسته‌ای را در دهه ۸۰ توسعه دادند. با وجود اینکه زبان‌های دیگر، مثل PL/i، پشتیبانی بسیار خوبی برای برنامه نویسی مدولی داشتند. سیستم‌های مدولی غالباً با ساختارهای برنامه نویسی عام همراه شده‌اند.

رشد سریع اینترنت در میانه دهه ۹۰ فرصت‌های ایجاد زبان‌های جدید را فراهم کرد. Perl، در اصل یک ابزار نوشتن یونیکس بود که اولین بار در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در وب‌گاه‌های دینامیک متداول شد. جاوا برای برنامه نویسی جنب سروری مورد استفاده قرار گرفت. این توسعه‌ها اساساً نو نبودند، بلکه بیشتر بهینه سازی شده زبان و مثال‌های موجود بودند، و بیشتر بر اساس خانواده زبان برنامه نویسی C بودند. پیشرفت زبان برنامه نویسی همچنان ادامه پیدا می‌کند، هم در تحقیقات و هم در صنعت. جهت‌های فعلی شامل امنیت و وارسی قابلیت اعتماد است، گونه‌های جدید مدولی(mixin، نماینده‌ها، جنبه‌ها) و تجمع پایگاه داده.

۴GLها نمونه‌ای از زبان‌هایی هستند که محدوده استفاده آنها مشخص است، مثل SQL. که به جای اینکه داده‌های اسکالر را برگردانند، مجموعه‌هایی را تغییر داده و بر می‌گردانند که برای اکثر زبان‌ها متعارفند. Perl برای مثال، با "مدرک اینجا" خود می‌تواند چندین برنامه ۴GL را نگه دارد، مانند چند برنامه جاوا سکریبت، در قسمتی از کد پرل خود و برای پشتیبانی از چندین زبان برنامه نویسی با تناسب متغیر در "مدرک اینجا" استفاده کند.




سنجش استفاده از زبان

مشکل است که مشخص کنیم کدام زبان برنامه نویسی بیشتر مورد استفاده‌است، و اینکه کاربرد چه معنی می‌دهد با توجه به زمینه تغییر می‌کند. یک زبان ممکن است زمان بیشتری از برنامه نویس بگیرد، زبان دیگر ممکن است خطوط بیشتری داشته باشد، و دیگری ممکن است زمان بیشتری از پردازنده را مصرف کند. برخی زبان‌ها برای کاربردهای خاص بسیار محبوبند. برای مثال: کوبول همچنان در مراکزداده متحد، غالباً روی کامپیوترهای بزرگ توانا است؛ fortran در مهندسی برنامه‌های کاربردی، C در برنامه‌های تعبیه شده و سیستم‌های عامل؛ و بقیه برنامه‌ها معمولاً برای نوشتن انواع دیگر برنامه‌ها کاربرد دارند. روش‌های مختلفی برای سنجش محبوبیت زبان‌ها، هر یک متناسب یا یک ویژگی محوری متفاوت پیشنهاد شده‌است:

شمارش تعداد تبلیغات شغلی که از آن زبان نام می‌برند.
تعداد کتاب‌های آموزشی و شرح دهندهٔ آن زبان که فروش رفته‌است.
تخمین تعداد خطوطی که در آن زبان نوشته شده اند- که ممکن است زبان‌هایی را که در جستجوها کمتر پیدا می‌شوند دست کم گرفته شوند.
شمارش ارجاع‌های زبان(برای مثال، به اسم زبان) در موتورهای جستجوهای اینترنت.

طبقه بندی‌ها هیچ برنامه غالبی برای دسته بندی زبان‌های برنامه نویسی وجود ندارد. یک زبان مشخص معمولاً یک زبان اجدادی ندارد. زبان‌ها معمولاً با ترکیب المان‌های چند زبان پیشینه بوجود می‌آیند که هربار ایده‌های جدید درگردشند. ایده‌هایی که در یک زبان ایجاد می‌شوند در یک خانواده از زبان‌های مرتبط پخش می‌شوند، و سپس از بین خلاهای بین خانواده‌ها منتقل شده و در خانواده‌های دیگر ظاهر می‌شوند.

این حقیقت که این دسته بندی ممکن است در راستای محورهای مختلف انجام شوند، این وظیفه را پیچیده تر می‌کند؛ برای مثال، جاوا هم یک زبان شیءگرا(چون به برنامه نویسی شیءگرا تشویق می‌کند) و زبان همزمان(چون ساختارهای داخلی برای اجرای چندین جریان موازی دارد) است. پایتون یک زبان اسکریپتی شیءگراست.

در نگاه کلی، زبان‌های برنامه نویسی به مثال‌های برنامه نویسی و یک دسته بندی بر اساس محدوده استفاده تقسیم می‌شوند. مثال‌ها شامل برنامه نویسی رویه‌ای، برنامه نویسی شیءگرا، برنامه نویسی کاربردی، وبرنامه نویسی منطقی؛ برخی زبان‌ها ترکیب چند مثالند. یک زبان اسمبلی مثالی از یک مدل مستقیم متضمن معماری ماشین نیست. با توجه به هدف، زبان‌های برنامه نویسی ممکن است همه منظوره باشند، زبان‌های برنامه نویسی سیستمی، زبان‌های اسکریپتی، زبان‌های محدوده مشخص، زبان‌های همزمان/ گسترده(و یا ترکیب اینها). برخی زبان‌های همه منظوره تا حد زیادی برای اهداف آموزشی طراحی شده‌اند.

یک زبان برنامه نویسی ممکن است با فاکتورهای غیر مرتبط به مثال‌های برنامه نویسی دسته بندی شود. برای مثال، غالب زبان‌های برنامه نویسی کلمات کلیدی زبان انگلیسی را استفاده می‌کنند، در حالیکه تعداد کمی این کار را نمی‌کنند. سایر زبان‌ها ممکن است براساس داخلی بودن یا نبودن دسته بندی شوند.
ساعت : 3:56 am | نویسنده : admin | گرافیکسولوژی | مطلب قبلی
گرافیکسولوژی | next page | next page